( 221 ) . ( ص 735 ) : عبد القادر [ مراغى ] ( حدود 768 - 838 ه . ق ) عبد القادر يا عبد القادر ماهر كه شرف الدين از او ياد كرده است از بزرگترين موسيقىدانان و نويسندگان موسيقى علمى در قرن هشتم به شمار مىرود . او در آثارش از خود به صورت عبد القادر بن غيبى الحافظ المراغى ياد مىكند . تاريخ تولد او بهطور دقيق معلوم نيست ولى قراين موجود حكايت از اين دارد كه به احتمال زياد در حدود 768 ه . ق ، در مراغه متولدت شده است ؛ بنا به گفتهء عبد القادر ، تربيت علمى و هنرىاش را مديون پدرش بوده است ؛ بنا به عبارت عبد القادر بن غيبى الحافظ المراغى كه در مقاصد الألحان ذكر شده است و بر مبناى موروثى بودن مشاغل در گذشته ، معلوم مىشود كه هم پدر و هم پسر حافظ قرآن بودهاند . داستانى هم كه خواندمير و امير عليشير از قرائت آيهاى از قرآن كريم به آهنگ خوش كه عبد القادر به هنگام اسارت به دست تيمور در بغداد خوانده است ، گواه بر اين موضوع است . او علاوه بر موسيقى در نقاشى و انواع خط سرآمد بود و به اقتضاى ملازمهء شعر و موسيقى ، شعر نيز مىسروده هم به فارسى و هم به تركى و از سرودههايش در آهنگهايى كه مىساخته استفاده كرده است و تخلص شعرىاش عبد القادر بود . او سرانجام در سال 838 ه . ق بر اثر بيمارى طاعون كه در شهر هرات همهگير شده بود ، رخت از جهان بربست ؛ براى آگاهى بيشتر دربارهء زندگى و آثار او به مقدمه شرح ادوار به قلم تقى بينش ، صص 22 - 70 ، مراجعه نماييد ؛ همچنين براى آگاهى از ملاقات او با تيمور در بغداد ، ر . ك : حبيب السير ، ج 4 ، صص 13 - 14 ؛ مجالس النفائس ، ص 313 .
( 222 ) . ( ص 737 ) : شيخ ساوهاى او از ملازمان و ندماى امير ولى استرآبادى بود كه پس از تسخير مازندران و فرار امير ولى شيخ ساوهاى به تيمور پيوست . او مردى هنرمند بود . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 904 .
( 223 ) . ( ص 737 ) : برقوق ( 738 - 801 ه . ق ) ملك ظاهر ( دوم ) سيف الدين برجى چركسى ، بيست و پنجمين سلطان مملوك و اولين
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1445
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٤٤٥