خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى اين كلمه را به معنى « سايهء خاص آفريننده » آورده است ؛ « * » چون از لحاظ حساب جمل ، شمار « شاه خربنده » با « سايهء خاص آفريننده » يك است « * » دولتشاه سمرقندى در اينباره مىنويسد چون او با خربندگان مىگرديد از آن سبب او را خربنده گفتهاند او همچنين مىنويسد : برخى گفتهاند ، پدر و مادر ، او را نام زشت مىنهند تا چشم زخم بر او كار نكند . مرحوم اقبال معتقد است به علت تعلق الجايتو به تشيع شيعيان خدابنده لقب دادند ولى اهل تسنن از راه دشمنى اين كلمه را خربنده كردهاند ، تاريخ مغول ، ص 523 ؛ تذكرهء دولتشاه سمرقندى ، ص 217 .
( 71 ) . ( ص 202 ) : « . . . و از بدايع وقايع و غرايب امور كه در آن عهد روى نمود خروج محمود تارابى بود . . . » .
محمود تارابى از اهالى تاراب بخارا و به شغل غربالبندى مشغول بود ؛ او در لباس اهل خرقه بر عليه مغولان خروج كرد .
محمود تارابى از قماش سربداران و ديگر ايرانيانى بود كه حضور مغولان را در ايران بر نمىتافتند . وقتى امير وجيه الدين مسعود سبزوارى با ملك معز الدين حسين كرت درافتاد و شكست خورد ، يك ايرانى پاك نهاد فرياد برآورد :
گر خسرو كرت بر دليران نزدى * با تيغ يلى گردن شيران نزدى
از بيم سنان سربداران تا حشر * يك ترك دگر خيمه به ايران نزدى
و عجب آنكه ما بدون آنكه اين « سربداران » سبزوار و سمرقند را بشناسيم ، به تأسى از امراى ترك آنان را چنانكه بايد و شايد حرمت ننهاده و بلكه بر آنان تاختهايم . چنان كه به مادر و پدر بابك خرمدين قهرمان ايرانى توهينها روا داشتيم و امثال او يعنى محمود تارابى را به صورتى توهينآميز پسر غربالبند معرفى مىكنيم زيرا او در لباس « اهل خرقه » بر ضد مغولان خروج كرده و اصلا شغل غربالبندى چه بوده و « اهل خرقه » كه بودند . آيا محمود تارابى از همان
هامش
( * ) يادداشت استاد دكتر عبد الحسين نوايى .