فالگيران و بخشيان معتقد بود . در دوران بيمارى او يك نفر ساحر هندى آمد و معجونى از گوگرد و زيبق تهيه كرد و به خان داد و قريب 8 ماه خان اين معجون جادوگر هندى را مىخورد تا سرانجام در روز شنبه 7 ربيع الاول 690 / 7 مارس 1291 مرد . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك :
امپراطورى صحرانوردان ، صص 608 - 609 ، 613 ، 614 ؛ تاريخ گزيده ، ص 599 .
( 66 ) . ( ص 187 ) : « . . . خواست كه در ايران به شيوهء ختا ، چاو روان كند . . . » گيخاتو - كه به زبان مغولى به معنى تحسينبرانگيز و حيرتانگيز است - برادر ارغون - كه فرمانرواى آسياى صغير و سلجوقيان روم بود - پس از مرگ ارغون به جاى او انتخاب شد . او شاهزادهاى بىكفايت ، دائم الخمر كه اوقاتش به شهوترانى با زنان و امارد مىگذشت . او به همراه خواجه صدر الدين احمد خالدى زنجانى وزير خود به فكر افتاد كه در ايران نيز همچون چين ، چاو ( به چينى چائو
Tchao
) را - كه قوبيلاى قاآن رايج ساخته بود - رايج سازد و آن را به جاى مسكوك زر و سيم ، وسيلهء دادوستد قرار دهند ( مه 1294 ) و اولين چاوها به تاريخ 19 شوال 693 / 12 سپتامبر همين سال در تبريز پا به عرصهء وجود گذاشت . نتيجه اين سكهء كاغذى بدتر از نتيجهاى شد كه سابقا در چين عايد شده بود و در برابر اعتصاب بازرگانان و كسبه و غوغاى عام در بازار مجبور شدند كه جريان آن را متوقف سازند و از رواج چاو صرفنظر شد .
شاعرى در فوايد چاو و البته در تمحيد و تحليل گيخاتو گفته بود :
چاو اگر در جهان روان گردد * رونق ملك جاودان گردد
امپراطورى صحرانوردان ، صص 615 - 616 .
( 67 ) . ( ص 187 ) : « . . . و امرا و اركان دولت گيخاتو به سبب حركات ناپسنديده كه از او صادر مىشد . . . » .
به لحاظ مذهبى گيخاتو ، حسن نيت و عطوفت سرشارى نسبت به عيسويان ابراز مىداشت ، حتى به آنها مىگفت كه به دين مسيح درآمده است و صليبى به گردنبند خود آويخته است ، ولى