پايدار در جهانگشا ( ج 1 ، ص 205 ) بايدار ذكر شده است . او پسر ششم جغتاى و نوهء چنگيز است و به همراهى ساير سرداران مغول تا حدود آس و روس پيش رفت . صاحب جامع التواريخ ، ( ج 1 ، ص 540 ) او را مردى كوتاه قد و تيراندازى ماهر مىداند .
بورى برادر قرااغول و پسر ماتيكان و نوهء جغتاى است .
( 62 ) . ( ص 175 ) : « . . . گيوگ بن اگتاى قاآنكه مادرش توراكينا خاتون . . . » او مادر پسران بزرگتر اگتاى بود ، پس از مرگ اگتاى بنا شد تا جلوس يكى از ورثه بر تخت پادشاهى و ترتيب قوريلتاى براى حفظ ياساى قديم و سخن از آنچه قانون است منحرف نشود ، او بر مسند حكومت تمكن يافته ، متصدى ضبط و نسق مهامايل و الوس باشد ؛ مدت حكومت او 4 سال بود ؛ تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، صص 195 - 196 ؛ تاريخ گزيده ، ص 587 .
( 63 ) . ( ص 175 ) : « . . . و او [ گيوگ ] چون به حدود سمرقند رسيد ، اجل موعود فرارسيد و چندان امان نيافت كه قدم از آن مقام فراتر نهد . . . » گيوگ خان بر اثر بيمارى مزمنى - كه ناگهانى شدت گرفت - درگذشت . با فوت او كار حمله به ايران ناتمام ماند ؛ ايرانيان از شنيدن اين خبر مسرّتبخش شادىها كردند و بر جسارت و مبارزت خود عليه مغولان مستقر در ايران افزودند . در چگونگى مرگ خان مغول روايتى نقل شده كه اگر ساختگى هم باشد ، ذكرش بىمورد نيست . آوردهاند كه جزء همراهان گيوگ خان در اين سفر امام نور الدين خوارزمى يكى از روحانيان بزرگ و معروف اسلام نيز بود كه چون داراى مقام و موقع خاصى در دستگاه بود و مسلمين از جهت او پشت گرمى داشتند ، اطرافيان خان ، خواه مسيحى و خواه بودايى با وى دشمن بودند و به هر ترتيب مىخواستند او را از ميان بردارند . روزى گروهى از كشيشان و فرماندهان از گيوگ خواستند مجلس مناظره مذهبى تشكيل دهد ، تا بلكه بتوانند آن عالم بزرگ را مجاب كنند و سپس دستور قتلش را بگيرند . به نوشته صاحب طبقات ناصرى آن « امام ربانى » را در جلسه حاضر كردند و چون نتوانستند مجابش كنند ، گفتند نماز بخواند تا گيوگ خان نماز مسلمين را نظاره كند و دريابد كه به رغم آنان چه حركات
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1396
مساهمون: شرف الدين على يزدى
ص١٣٩٦