وحى انبيا - على نبيّنا و عليهم الصلاة و السلام - اقتباس نمودهاند ، تعريف آدمى به حىّ ناطق مايت فرمودهاند .
[ مصراع ] « نشنيدهاى كه هركه بميرد تمام شد »
چه سعت عالمى كه نفس بعد از قطع تعلق بدن مستغرق احوال آن خواهد بود نسبت با دنيا ، چون فراخى موطن دنياست نسبت با وضع جنين در تنگناى رحم ، بلكه اوسع و ابسط از آن ، چه نسبت دنيا به رحم نسبت متناهى به متناهى است ، و سعت عالمى كه به موجب
( إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ )
« 1 » بازگشت نفوس انسانى به آن است غيرمتناهى است ، و هرچند حال بعضى نفوس كه مربوب اسماء جلالى حق باشند ، چون مضلّ و مذلّ و قهّار و منتقم و نظاير آن ، در آن عالم صعب و هولناك مىنمايد و چون بنياد ايجاد بر محض لطف و مرحمت بىعلت است و قضيهء « سبقت رحمتى على غضبى » 360 محقّق و مقرّر كمال كرم و بردبارى و وفور عفو و غفّارى حضرت بارى اميدوارى مىبخشد كه ارواح مؤمنان موحّد را برحسب بشارت
( قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ )
« 2 » انجاز وعد
( إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً )
« 3 » دستگير آيد
( إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )
« 4 » .
[ نظم ]
گرچه ز گناه جستوجو خواهد بود * وان يار عزيز تندخو خواهد بود
از خير محض جز نكويى نايد * خوش باش كه عاقبت نكو خواهد بود
به تخصيص سعادتمندى كه به ارشاد توفيق پيش از حلول واقعهء ناگزير موت ، عنان اهتمام از صوب اشغالى كه به مجرد اعراض دنيوى بازگردد ، برتابد و به صدق همت « 5 » متوجه تدارك و تلافى جرايم و زلّات گذشته گشته ، باقى عمر از براى عمر باقى دريابد ؛ و للّه درّ من قال :
هامش
( 1 ) . غاشيه / 25 .
( 2 ) . زمر / 53 .
( 3 ) . زمر / 53 .
( 4 ) . زمر / 53 .
( 5 ) . ع : نيت .