چهارپايان و غيرها بر روى يخ مىگذشتند . و از كنار سيحون به سعادت سوار شده روز چهارشنبه دوازدهم رجب در اترار ، سراى بيردى بيگ به عزّ نزول همايون اختصاص يافت ، و تمام شاهزادگان و امرا و خاصگيان كه به دولت ملازمت فايز بودند ، هريك به خانهاى فرود آمدند . و از غرايب اتفاقات آنكه در سرايى كه محل نزول همايون بود هم در روز وصول آتش از ممرّ بخارى در گوشهاى از سقف خانه افتاد ، و احتراقى واقع شد ، و در زمان فرونشاندند ، اما آن معنى موجب ازدياد تشويش « 1 » دولتخواهان گشت . چه در آن ايام مردم خوابهاى پريشان بسيار مىديدند و حادثهاى كه وقوعش نزديك رسيده بود در خاطرها اثرها كرده ، بغايت انديشهناك و هراسان بودند ،
[ مصراع ] « و لا بد للمقدور ان يتكوّنا »
و صاحبقران بىهمال موسى رگمال را ارسال فرمود ، تا راه پيل را تفحص نمايد ، كه مىتوان گذشت يا هنوز نه . و او به امتثال فرمان مسارعت نموده ، و احتياط كرده بازآمد و عرضه داشت كه اصلا عبور ممكن نيست . و ديگرى برحسب فرموده به طرف سيرام و عقبهء قلان به همان مهم شتافته بود او هم معاودت نمود ، و تقرير كرد كه در عقبه دو نيزه بالا برف نشسته است .
و در اين ولا از پيش توقتمش خان - كه از مدتى باز در صحارى و دشت ، بدحال و سرگشته مىگشت - قراخواجه - كه از نوكران قديم او بود - به درگاه عالمپناه آمد و در روزى كه حضرت اعلى صدر ديوانخانهء فلك شكوه را به فرّ مسند سلطنت مآب رفعت چرخ برين بخشيده بود و تايزىاغلن از نژاد اوگداى قاآن و باشتموراغلن و جگرهاغلن از نسل جوجى خان در طرف دست راست نشسته بودند ، و ديگر جانب از حضور شاهزادگان جوانبخت الغبيگ و ابراهيم سلطان و ايجل آراسته بود ، فرستادهء توقتمش خان به وسيلهء امرا ، مثل بيردىبيگ و برادرش شيخ نور الدين و
هامش
( 1 ) . ع : تشويق .