تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1287

مساهمون:

ص١٢٨٧
[ بيت ]
به خاكدان جهان دل منه كه جاى دگر * براى مسكن تو بركشيده‌اند قصور
چه به حقيقت ، دنيا نسبت با او ، حكم كشتزارى دارد كه دهقان در او اندك زمان به شغل زراعت قيام نمايد و او را محصول آن مدّخر گشته روزگار بسيار به كار آيد . و از اين است كه مهندس قدرت كاملهء حكيم عليم و معمار صنع
( لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ )
« 1 » دار الخلافهء بنيهء انسان را به نوعى ساخته و پرداخته كه از آن مصر جامع پنج شارع واسع بر صوب عالم پرصنايع و بدايع گشاده است ، كه به هريك از آن شوارع طايفهء مخصوص از قوافل اخبار و آثار علم و قدرت آفريدگار - تعالى و تقدس - به آن خطهء بديع آيين درمىآيند و به محل وقوف و درايت والى آن ولايت مىرسند ، تا به آن خبرت و شعور از هستى و يگانگى آفريننده و پرورندهء عالم و عالميان - جل و علا - آگاهى يابد ، و به تفكّر و تدبّر در گونه‌گونه غرايب و عجايب كه در ضمن مبدعات و مخلوقات مندرج است ، به معرفت صانع و اطلاع بر اسما و صفات او - سبحانه ثم سبحانه - فايز گردد ، و وظايف بندگى و پرستش به تقديم رسانيده ، شكر و سپاس شمه‌اى از نعم بىقياس كه دربارهء او كرامت فرموده ، بجاى آورد و بعد از حصول سعادت معرفت كه مقصود از تعلّق جوهرى به آن صفا و پاكى با پيكرى مكدّر خاكى همان است ، روى التفات از جانب جسم و جسمانيات گردانيده ، آن را پس پشت اعراض اندازد و به ديدهء
( فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ )
« 2 » يكباره به نظارهء عالم ملكوت و مشاهدهء جمال و جلال حىّ لا يموت پردازد و جاودان
( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ )
« 3 » به لذت انس و نعيم وصال مستسعد و مستبشر باشد . [ بيت ]
عارفان را به جنّت ملكوت * نبود جز جمال رحمن قوت
و اعراض كلى نفس انسانى از تدبير و تصرف پيكر جسمانى را مرگ مىخوانند و صورت‌بينان ، آن را اعظم مصايب و بليات مىدانند و اگرچه فى الحقيقه تمامى سعادت و كمال نفس به موت است ، و لهذا قدماى حكما كه انوار علوم از مشكوة
هامش
( 1 ) . تين / 4 . ( 2 ) . ق / 22 . ( 3 ) . قمر / 55 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1287 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى