و در آن ايام قران علويين در مثلثهء هوايى در برج دلو وقوع يافت . چون داعيهء احراز فضيلت غزو و جهاد در خاطر مبارك صاحبقران پاك اعتقاد بغايت قوى بود ، صبر نفرمود « 1 » تا سورت برودت هوا بشكند ، و از كيفيت راههاى آن مواضع استفسار نمود ، و منزلمنزل را از چگونگى آب و علف و برارى و جبال و غيرها استكشاف فرموده ثبت افتاد .
[ مصراع ] « به دست توكّل به عزم درست »
رايت توجه برافراخت و رأى خورشيد اشراق پرتو فرمان انداخت ، كه اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده احمد عمر شيخ و امير خداداد حسينى و يادگار شاه ارلات و امير شمس الدين عباس و امير برندق و محمد درويش برلاس و رستم طغاىبوغا و برادرش پير محمد و نوشروان پسر بويانآغا و عبد الكريم حاجى سيف الدين و پير على منگلى بوغاى سلدوز و خاند سعيد سلدوز و سعادت تمورتاش و ديگر امرا - كه برحسب فرمان در حوالى تاشكنت و شاهرخيه و سيرام قشلاق كرده بودند - چون آفتاب ، نيمهء حوت رسيد مجموع به جنبش درآيند و به يكبارگى توجه نمايند .
و اميرزاده سلطان حسين - كه به طرف دشت قبچاق در يسى و صبران بود - چون بهار شود ، او نيز بىتوقف سوار گردد . و چون رايت نصرتشعار در ضمان حفظ پروردگار از آقسولات روان گشت و شب در ميان كرده به اوزناتا نزول فرمود و از آنجا نهضت نموده ، در يول « 2 » خواجه شيخ « 3 » فرود آمد و از آنجا روان شده ، سوتكنت مخيّم نزول همايون شد ، و از آنجا كوچ كرده ، به قمارشااتا و از آنجا به سلطان شيخ و از آنجا به قريهء زرنوق ، و از آنجا روان شده ، و از آب سيحون بر بالاى يخ عبور نموده ، نزول فرمود . و آب سيحون از غايت سرما به نوعى بسته بود كه مقدار دو سه گز مىبايست كند تا آب بر توان داشت . چه در آن سال از اوايل قوس تا اواخر حوت در مجموع گذارهاى سيحون و جيحون ، لشكريان و كاروانيان و عرابهها و ساير
هامش
( 1 ) . الف : - صبر نفرمود .
( 2 ) . ع : پول .
( 3 ) . ع : تشويق .