تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1267

مساهمون:

ص١٢٦٧
به خدمت كمر بسته سالار خوان * نشد لحظه‌اى غافل از كار خوان زمان تا زمان رفته و آورده پيش * خورش‌هاى الوان ز اندازه بيش همه دشت ، پرخوانِ آراسته * ز نعمت در او هرچه دل خواسته خورش‌هاى جان‌پرور و خوشگوار * لذيذ و لطيف و معطّر بخار بسى كاسه و خوان ، مرصّع تمام * يكى پرشراب و يكى « 1 » پرطعام پر از ميوهء مختلف هر طبق * ز باغ جنان برده مجلس سبق
و برطبق خوردنى انواع آشاميدنى مرتّب و مهيّا گشته ، چه بعد از شيره‌هاى خاص از براى اهل اختصاص جهت عشرت عام در مواضع آن جشن گاه با ازدحام خم‌هاى متعدد ، پر از بادهء سرگشاده ، آماده نهاده بودند و صلاى طرب و عيش در داده ، و از هر طرف ساقيان سيمين ساق زهره جبين جام‌هاى زرين به گردش درآورده ، مصدوقهء
( يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ )
« 2 » به عين اليقين مشاهده افتاد و از براى اتمام سور و حضور جمهور ، فرمان صدور يافت كه در آن سور هركس هرچه خواهد ارتكاب نمايد ، هيچ آفريده به منع و زجر « 3 » نگرايد . نظم
به فرمان سلطان صاحب‌قران * منادىگرى گشت فرمان رسان كه ايام سور است و شادى و عيش * نزيبد ز كس تندى و قهر و طيش درين جشن كس را نگوييد « 4 » سخت * اگر تيره‌روز است و گر نيكبخت اگر كامگار است و گر بىنوا * نگوييد « 5 » با كس ز چون و چرا چو اين مژدگانى به مردم رسيد * ز دل‌ها گل شادمانى دميد دگر هرچه كردند از نيك و بد * كس انگشت طعنى به حرفى نزد كسى را كسى گوشمالى نداد * مگر عود و تنبور را او ستاد قفا هم نزد هيچ كس را كسى * بجز دف كه هر دم زنندش بسى
هامش
( 1 ) . ع : دگر . ( 2 ) . صافات / 45 و 46 . ( 3 ) . ع : + بسى . ( 4 ) . ع : نگويند . ( 5 ) . ع : نگويند .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1267 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى