به چُستى چنان رفته بر ريسمان * كه رخشان شهاب از بر آسمان
عجايب در آن روز بسيار بود * رسن بازى آنجا كمين كار بود
ز تفصيل آن قصه گردد دراز * قلم گو به اصل سخن گرد باز
و واسطهء انتظام عقد اين جمعيت همايون ، تزويج شاهزادگان جوانبخت بود ، چه رأى اصابت شعار صاحبقران كامگار ، چنان اقتضا فرمود كه در آن ولا اميرزاده الغبيگ ، و اميرزاده ابراهيم سلطان و اميرزاده ايجل بن شاهزاده ميرانشاه ، و از فرزندان شاهزاده عمر شيخ ، اميرزاده احمد « 1 » و سيدى احمد و بايقرا هريك با كريمهاى از مخدّرات تتق ابهّت و جلال در سلك ازدواج انتظام يابند ، لاجرم « 2 » ،
[ نظم ]
بفرمود سلطان گردون سرير * كه اخترشناسان روشنضمير
تفحّص نمايند حال سپهر * نظر كرده در ماه و ناهيد و مهر
زمانى همايون كنند اختيار * سزاوار آن كار فرخنده بار
به فرمانگزارى شدند انجمن * نجومآزمايان بسيار فن
به دانش گزين كرده شد طالعى * سعادت فزاينده بىمانعى
كواكب قوى حال و انظار نيك * سهام و دلايل به يك بار نيك
چو كردند حكمتپژوهان پسند * مباركترين طالعى ارجمند
به امر جهاندار چرخ اقتدار * ز در پرده برداشت سالار بار
و در مجلس عالى از قضات و اشراف و ائمه و علماى ممالك و اطراف مجمعى انعقاد يافت .
[ بيت ]
كز خجلت جلالت آن جمع نم گرفت * برجيس را ز رشحهء خوى طرف طيلسان
و بعد از تصحيح مقدمات عقد و رعايت شرايط آن ، امام ائمّهء دوران ، شيخ شمس الدين محمد جزرى به قرائت خطبهء نكاح ، محفل را مزيد ارتياح و استرواح
هامش
( 1 ) . الف : پير محمد .
( 2 ) . الف : - لاجرم .