تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1235

مساهمون:

ص١٢٣٥
صبا از رياحين شده مشك‌بيز * به شاخ چمن باد را افت‌وخيز خبر داده از گل به هر سو هزار * ثناى چمن خوانده بر شاخسار
رايت فتح آيت از قشلاق قراباغ نهضت نموده ، در چهارشنبه چهاردهم رمضان سنهء ست و ثمانمائه موافق بيچين‌ئيل روى توجه به مستقرّ سرير سلطنت ابد پيوند سمرقند فردوس مانند آورد ، و بر آب ارس جسر بسته ، به سعادت و اقبال بگذشت و در علفزار كنار ارس به حوالى قريهء نعمت‌آباد - كه از قراى نهر برلاس است ، از مستحدثات التفات همت عالى نهمت آن حضرت - نزول فرمود . و اميرزاده شاهرخ كه برحسب فرمان واجب الاذعان به طرف قزل‌يغاج رفته بود معاودت نموده ، به معسكر همايون « 1 » ظفر قرين پيوست .

گفتار در تفويض فرمودن حضرت صاحب‌قران دين‌پرور ايالت الوس هولاگو خان را به اميرزاده عمر

در آن ولا ، برحسب فرمان اعلى خدّام كامياب ، به ترتيب اسباب طوى و تهيهء جشن قيام « 2 » نمودند و عاطفت پادشاهانه حكومت الوس هولاگو خان را به اميرزاده عمر تفويض فرمود ، و يرليغ عالم مطاع به آل تمغاى همايون ارزانى داشت ، كه تمام ممالك آذربيجان با توابع و ضمايم و روم تا استنبول و شام تا مصر در حيطهء حكم و فرمان او باشد و شاهزادگان كه متصدّى ايالت فارس و عراقين باشند ، به جار و قورلتاى او حاضر شوند ، و امرا و لشكريان پدرش ميرانشاه را به وى داد . و در آن محل اميرزاده عمر را اجازت انصراف داد ، و امير جهانشاه را با چند امير ، مثل رستم امير موسى و توكل يادگار برلاس و جنيد بورلداى و غيرهم با ده هزار سوار به توزغال نامزد ملازمت او كرد ، و سفارش فرمود كه از سخن و صوابديد امير جهان شاه تجاوز ننمايند ، و شاهزادهء مشار اليه را تاج و خلعت و كمر مرصّع و اسب به زين زر ارزانى داشت و تمام امرا را نيز به جامه و كمر سرافراز و نامور گردانيد .
هامش
( 1 ) . الف ، ع : - همايون . ( 2 ) . م : جيش اقدام .