تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1234

مساهمون:

ص١٢٣٤
[ بيت ]
زِ فرّش فزوده سرور سرير * به عهدش جوان گشته گيتى پير
و الحمد للّه العلىّ الكبير ، همت صاحب‌قران دريا نوال اكابر و سادات و علما و ائمهء سمرقند و كش و بخارا و ساير بلاد ماوراء النهر را از ظرايف تبرّكات ديار روم و افرنج از زر و اقمشه و رخوت و غير آن به صلات وافر و انعامات متكاثر اختصاص بخشيد و به انواع اصطناعات پادشاهانه از خلعت‌هاى شاهوار و خيول راهوار و زر و استر و جوارى و غلمان و غير آن سرافراز گردانيده ، اجازت انصراف ارزانى داشت و ايشان داعى ذاكر و مثنّى و شاكر به بلاد و ديار خود مراجعت نمودند .

گفتار در مراجعت حضرت صاحب‌قرانى از يورش هفت ساله

چون در اين يورش ممالك شام و روم به حيطهء تسخير بندگان صاحب‌قران گيتىستان درآمد و تمام مواضع اين دو مملكت ، وجب‌وجب ، فرسودهء نعل مراكب تسلّط و استيلاى سپاه مظفرلوا گشت و در تختگاه مصر سكه و خطبه به القاب همايون آراسته ، قبول اداى خراج و مال ، سال به سال زيور گردن اطاعت و انقياد ساختند ، و به كرّات با كفّار گرج اقامت فرض جهاد به تقديم رسانيده ، بنيان مكنت و شوكت ايشان به يكبارگى انهدام پذيرفت . [ بيت ]
جهان را ز چين داده تا زنگبار * به تيغش ، كه برّنده بادا قرار
داعيهء غزو بىدينان خطاى ، سمير ضمير صاحب‌قران گيتىگشاى گشت و اول بهار ، كه جهانگير فلك سرير مشرقى انتساب آفتاب ، از منازل شتايى به محل شرف و پادشاهى انتقال نمود ، و از رفعت مكانش روز مشرقىنژاد تاج و باج از هر جانب شب شامى اصل مغربى نهاد ، بستند « 1 » و به اطراف خويش افزود . [ نظم ]
نسيم بهارى در اطراف باغ * برافروخت از لاله هر سو چراغ
هامش
( 1 ) . ع : بازستد .