تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1230

مساهمون:

ص١٢٣٠
بسته ، به درگاه خلافت پناه آمد و سه پسر : خالد و بوزنجر و سلطان مهدى كه سليل صلب شاهزادهء مشار اليه بودند و هنوز در صغر سن ، همراه بياورد و به سعادت بساطبوس فايز شده ، از نفايس اقمشهء هندوستان و طرايف تبركات و تنسوقات آن ديار پيشكش بسيار كشيد .

گفتار در توجه شاهزادهء جوان‌بخت اميرزاده شاهرخ برحسب فرمان به صوب گيلان

چون ملوك گيلانات به مجرد ارسال تحف و هدايا اكتفا كرده ، به درگاه سپهر اشتباه نيامدند ، غيرت پادشاهانه باعث تصميم عزم آن جانب شد ، و رأى صواب نماى قراولان را ، سر ايشان درياى قوچين و بلال با محمد برادر على سلطان تواچى و بايزيد بورلداى و بهلول برلاس روان ساخت و امر فرمود كه در حدود گيلان به جنگل درآمده ، قشلاق كنند . و اميرزاده شاهرخ را فرمان داد كه صوب گيلان را وجههء عزيمت ساخته ، با لشكر متوجه قزل يغاج شود . شاهزاداه به امتثال فرمان مسارعت نمود و فرزند ارجمندش اميرزاده ابراهيم سلطان با تومان خود و امير جهانشاه و شيخ ابراهيم و رستم طغاى بوغا و سيد خواجه شيخ على بهادر و ديگر امراى تومان با لشكرها ، ملازم ركاب سعادت انتساب شاهزاده بودند و چون به قزل يغاج رسيدند توقف نمودند . و حكّام گيلان را استماع توجه عساكرگردون اقتدار بهرام انتصار ، سيلاب اضطراب در خانهء تمكن و وقار انداخت ، و مبلغى عظيم به رسم خراج قبول كردند . و شاهزاده كس فرستاد و آن معنى را به عرض استادگان پايهء سرير اعلى رسانيد و جمعى را به گيلان فرستاد كه اموال آنجا را تحصيل كرده بياورند و سيّد رضا « 1 » كيا از ولات « 2 » ولايت « 3 » ديالمه و گيلانات به شرف سيادت و فضيلت علم امتياز داشت ، و اميره « 4 » محمد رشتى كه از عظماى ملوك آن طرف بود ، پيشكش‌هاى لايق مرتب داشته ، به اتفاق متوجه شدند . و ديگر حكّام آن ديار هر
هامش
( 1 ) . الف ، م ، كلتكه : رضى . ( 2 ) . الف : - ولات . ( 3 ) . ع : - ولايت . ( 4 ) . الف ، ع : امير .