تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1222

مساهمون:

ص١٢٢٢
و تقوى موسوم بودند - اختيار نمود و هريك را با امينى متديّن از قبل ديوان اعلى نامزد قطرى از اقطار ممالك فرمود ، تا به آن جانب شتابند و به غور قضاياى رعايا و اهالى آنجا رسيده اگر بر عاجزى ظلمى رفته « 1 » باشد ، تلافى حال او واجب دانند و به دست مرحمت و شفقت خار اضرار از پاى مظلومان برآرند ، و هرچه ثابت شود كه به زور و ناواجب از كسى ستده باشند ، از مال خزانه - كه در آن طرف باشد - بازدهند ، و ستمكاران را به سياست رسانند و عبرت ديگران سازند ، و صورت احوال و اوضاع بعد از تحقيق ثبت كرده ، بازگردند و به عرض رسانند تا رسوم جور و بيداد به كلى مرتفع گردد و رعايا - كه ودايع آفريدگارند - مرفّه و آسوده‌خاطر توانند زيست و بعد از اين قرار به زبان گوهربار آورد ، كه تا غايت خاطر متوجه تدبير مصالح جهانگيرى و كشورگشايى بود ، اين زمان همگى همت در بند رفاهيّت خلايق و امن و آبادانى مسالك و ممالك است و غرض از اين سخن آن است كه مردم من بعد بىتحاشى ، قضايا به عرض ما رسانند و هرچه متضمّن صلاح مسلمانان و دفع شر و ضرر مفسدان و شريران باشد بازنمايند ، يعنى « 2 » [ نظم ]
به من دارد اكنون جهان پشت راست * مرا زين سپس پاس مردم سزاست كه با زيردستان مدارا كنم * ز خاك سيه مشكِ سارا كنم كه با خاك چون جفت گردد تنم * نگيرد ستمديده‌اى دامنم مبادا كه از كارداران ما * هم از لشكر و پيشكاران ما بخسبد « 3 » كسى با دل دردمند * كه از درد او بر من آيد گزند اگر كاردارى به يك مشت خاك * زيان « 4 » جويد اندر بلند و مغاك اگرنه به آتش بسوزم تنش * كنم بر سر دار بر گردنش بگويند با مردم زيردست * رعايا و درويش و هركس كه هست
هامش
( 1 ) . ع : رسيده . ( 2 ) . ع : - يعنى . ( 3 ) . ع : نخسبد . ( 4 ) . ع : زبان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1222 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى