تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1219

مساهمون:

ص١٢١٩
مقارن وصول اجلال و نزول تمكين در آن سرزمين ، يرليغ واجب الاتّباع نفاذ يافت و مهندسان روشن‌روان و معماران كاردان طرح شهرى بركشيدند ، مشتمل بر سور و خندق و چهار بازار و خانه‌هاى بسيار و حمام و خان و ساحه و بستان و غير آن ، و آن را اساس انداخته و به طناب پيموده بر شاهزادگان و امرا قسمت كردند و لشكريان به جدّ تمام به كار مشغول شدند و مجموع آن عمارات از خشت پخته ، به مدت يك ماه تمام كردند ، و دور بارو به گز بزرگ دو هزار و چهار صد گز و عرض ديوارش يازده گز و مقدار بلندى قريب پانزده گز و عرض خندق سى گز و عمق آن قريب بيست گز . و در هر ضلعى از اضلاع چهارگانهء حصار ، برجى معتبر برافراخته و در ميانهء ديگر برج‌ها پرداخته و از « 1 » دو جانبش دو دروازه گشاده ، و همه را شرفه و كنگره و سنگ‌انداز مرتب ساخته . حقا كه اتمام آن كار از دست اقتدار سلاطين كامگار به يك سال دشوار برآيد ، در ماهى كه با برودت هوا پيوسته بارندگى بود ، جز به تأييد آسمانى و عطيهء سعادت صاحب‌قرانى حمل نتوان كرد . زيركان جهان از آن كمال قدرت و فرمانروايى به تجديد متعجب بماندند و الحق مجارى احوال آن خديو بىهمال جاى تعجب بود . گاه خشم ، چون چين كين به ابروى مهابت افكندى ، جهانى زير و زبر شدى و هنگام رضا چون لب لطف ، به تبسّم ترحّم بگشودى ، عالمى از نور بهجت و سرور منوّر گشتى . [ بيت ]
روانش به خلد برين شاد باد * ز اخلاف او عالم‌آباد آباد
رأى ممالك آراى بيلقان و بردع و گنجه و تمام اران و ارمن زمين و گرجستان با طبرزون « 2 » ، نامزد اميرزاده خليل سلطان فرمود و بهرام شاه برادر جلال الاسلام را به محافظت بيلقان تعيين نمود و چون مدار عمارت و آبادانى و بقاى نضارت و حيات مولّدات نباتى و حيوانى به آب است چنانچه نص
( وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ )
« 3 » از آن افصاح نموده و در مواضع متعدد از قرآن لسان امتنان در معرض تعداد
هامش
( 1 ) . ع : - از . ( 2 ) . كلكته : طبرستان ؛ شايد همان طبرسران باشد . ( 3 ) . انبياء / 30 .