تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1217

مساهمون:

ص١٢١٧
و به حدود ممالك اسلام دلير درآمدندى و سال‌ها بدان طريقه استمرار يافته بود . اكنون به فرّ دولت قاهره راضى شده‌اند كه در اقاصى مملكت خود ، دم دركشيده به جان امان يابند و مسلمانان تا سر حد دار الملك ايشان دخل ساخته بر سبيل تسلط و استعلا ، معاش مىتوانند كرد . اگر عواطف پادشاهانه ايشان را امان بخشد بعد از اداى جزيه و ساو به هرچه فرمان اعلى نفاذ يابد ، به جان لبيك طاعت‌گزارى و فرمانبردارى خواهند زد و به اقامت بندگى و خدمتكارى قيام خواهند نمود . و هرچند امرا از اين‌گونه مبالغه‌ها كردند ، حميّت دين و عصبيّت مسلمانى - كه در جبلّت حضرت صاحب‌قرانى مركوز بود - به آن معنى رضا نمىداد تا نويينان « 1 » آن قضيه با علما و مفتيان در ميان نهادند و ايشان در مجلس همايون بعد از تمهيد مقدمات متفق الكلمه عرضه داشتند كه چون اين طايفه جزيه قبول كنند و متعرّض ايذاى مسلمانان نشوند ، حكم شرع آن است كه ايشان را امان دهند و دست قتل و تاراج از ايشان كوتاه دارند . عاقبت آن حضرت برحسب فتواى علما و شفاعت امرا ، شيخ ابراهيم را - كه يكى از شفيعان او بود - ممنون ساخته ، قبول ملتمس گرگين را سر كرم در جنبانيد و ايلچيان را در ميان خوف و رجا بازگردانيد . و چند روز در آن نواحى به عشرت و شكار روزگار گذرانيد تا ايلچيان به تعجيل بازآمدند و هزار تنگه زر ، سكهء آن را به القاب همايون آراسته و هزار اسب با بسى نفايس اقمشه و كرايم اموال و خواسته ، از آن جمله بسى از ظروف و اوانى زر و نقره و بلور و يك قطعه لعل خوش‌رنگ آبدار به وزن هژده مثقال - كه از آن نوع به آن وزن كمتر اتفاق افتد - بياوردند و به عزّ عرض رسانيده ، اداى جزيه و خراج را به عهود مؤكّد التزام نمودند . و حضرت صاحب‌قران دين‌پرور ، عنان عزيمت به صوب مراجعت منعطف گردانيد و بعد از چند كوچ به تفليس رسيد و در آن حوالى و نواحى ديرها و كليسياها را مجموع خراب ساختند و چون از آب كر گذشته ، دو منزل از آنجا عبور افتاد ، جهت احداث عمارت بيلقان
هامش
( 1 ) . الف : نويينان .