گفتار در مراجعت حضرت صاحبقران از صوب ابخاز و ذكر اسباب آن
جمعى سرداران گرج كه در بند سپاه كشورگشا اسير بودند ، پيش از اين كس فرستاده بودند و گرگين را آگاهى داده كه اگر حضرت صاحبقران با سپاه گيتىستان به نواحى ابخاز مىرسد از ديار ارمن و ارمنيان اثر نخواهد ماند . گرگين را از آن پيغام - كه از معتمدان و همكيشان به او رسيد - خوف و دهشت زيادت گشت و در زمان معتمدان خود را با پيشكشهاى فراوان روانهء درگاه اسلامپناه گردانيد . و تنبيه سرداران گرج ، گرگين را در اين قضيه مناسبتى دارد به نصيحت اسقف نجران قوم خود را ؛ چه به كلك ثقات روات منضبط است و در سلك صحاح اخبار و آثار « 1 » منخرط كه چون خاتم انبيا و رسل - عليه و عليهم الصلاة و السلام - لشكر به نجران كشيده و اهالى آنجا « 2 » عصابهء « 3 » عناد و انكار به پيشانى اصرار و استكبار باز بسته نه اسلام قبول مىكردند و نه جزيه به خود مىگرفتند « 4 » اين آيت فروآمد
( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ )
« 5 » يعنى : « بگو اى محمد مخالفان را كه بياييد تا بخوانيم پسران ما را و پسران شما را و زنان ما را و زنان شما را و نفسهاى ما را و نفسهاى شما را ، پس دعا كنيم و به تضرع از خدا بخواهيم كه لعنت و قهر الهى نصيب دروغگويان گردد ، كه طرف باطل دارند » . و چون حضرت رسالت ، آيت نازل شده بر ايشان خواند ، راضى شدند و قرار دادند كه از جانبين به يك موضع جمع آيند و دعا كنند و از جانب حق در زمان حضرت نبى و وصى و زهرا و سبطين - عليهم الصلاة و السلام - هر پنج به وعدهگاه « 6 » فرمودند و از آن جانب نيز جماعتى بيامدند و چون آهنگ دعا كردند ، عالم نصرانيان با ايشان گفت ، كه من رويى چند مىبينم كه اگر از خداى
هامش
( 1 ) . ع : - و آثار .
( 2 ) . ع : منخرط كه چون گروهى از اهل بحران كه نصرانى بودند و به مدينه آمده .
( 3 ) . الف ، م : - عصابه .
( 4 ) . ع : دلايل قاطعهء توحيد از حضرت خاتم انبيا و رسل ، عليه و عليهم الصلاة و السلام قبول نمىكردند .
( 5 ) . آل عمران / 61 .
( 6 ) . ع : + به عزم مباهله بيرون .