تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1213

مساهمون:

ص١٢١٣
طبقاتهم - به انعامات خسروانه محظوظ گردانيد و همه را درخور حال اوكلكا داد . [ بيت ]
سر گنج بگشاد و روزى بداد * سپه را براند و بنه برنهاد
و امير شيخ نور الدين و امير شاه ملك و ديگر امرا را با لشكرى گران و بىكران از پيش روان ساخت ، و فرمان داد كه اطراف گرجستان را تا حدود ابخاز - كه نهايت آن ديار است - بتازند . ايشان برحسب فرموده توجه نمودند و راه جنگلستان بود . شيران بيشهء جلادت ، درختان انداخته راه مىساختند و مراكب صدق نيت به قصد غزو ارمنيان و گرجيان تاخته ، ديار كفر به صرصر قهر از آبادانى مىپرداختند . و رايت فتح آيت از عقب نهضت فرمود و بعد از چند روز به ميان ولايت آن بىدينان درآمد و از هبوب عواصف مهابت غازيان و عبور سيلاب سياست سپاه گيتىستان قريب هفتصد قصبه و مزرعه و دير ، عرضهء نهب و تاراج گشت و از آن مخذولان هركه پديد آمد ، ناچيز شد و كليسيا و معابد ايشان كه از سنگ برافراخته بودند ، با خاك برابر افتاد و در بعضى مواضع ، بىدينان به مغاره‌ها - كه در ميان كوه‌ها و دره‌هاى بلند بود - به نردبان بالا رفته بودند و نردبان‌ها را بركشيده و در آنجا تحصّن جسته . اشارت از موقف غيرت صدور يافت و صندوق‌ها را به زنجير و ريسمان استوار ببستند « 1 » و در هر صندوقى يك نفر و دو نفر از مجاهدان دلاور مىنشستند و جمعى در بالاى كوه ، صندوق را تا برابر مغاره فرومىگذاشتند و آن بهادران موفق در آن صناديق معلق ، دست شجاعت به نصرت دين حق برآورده و به نيزه و شمشير چون شير دلير جنگ مىكردند و با وجود آن‌كه در سوراخى از آن كمابيش پنجاه كس و صد كس مىبودند ، به قوت اسلام و نيروى دولت بىانصرام بر ايشان غالب مىشدند و به چستى از صندوق به مغاره مىجستند و مخالفان را مقهور گردانيده ، به تيغ غزا مىگذرانيدند و غنايم دنيوى كه به دست نهب و تاراج اندوخته مىشد ، با مثوبات اخروى كه برحسب ميعاد
( أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ )
هامش
( 1 ) . ع : مىبستند .