تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
ارميان را به حال عمارت بازآورد ، و هم در خانسار اميرزاده پير محمد كه متوجه شيراز بود ، برسيد . برادران يكديگر را كنار گرفته زبان بهجت و استبشار به استفسار احوال و اوضاع برگشادند و به حكم فرموده ، هريك روى عزيمت به مقصد خود نهادند . اميرزاده پيرمحمد به صوب شيراز روان شد و اميرزاده رستم گماشته‌اى را به ضبط اصفهان فرستاد و خود به وروجرد شتافته ، به عمارت قلعه مشغول گشت و آن را معمور و آبادان گردانيد - و من اللّه التّوفيق و الإعانة .

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران اميرزاده ابا بكر را به عمارت بغداد و ضبط عراق عرب و دياربكر با توابع و لواحق

چون سلاطين كامگار و پادشاهان جهاندار از موايد كرامت
( هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ )
« 1 » به حظّ اوفر و نصيب اكمل اختصاص يافته‌اند ، آثار اسماء و صفات جمالى و جلالى حق - جلّ و علا - و نتايج لطف و قهر نامتناهى الهى - تبارك و تعالى - در اين عالم غرايب اطوار از آن طايفهء بزرگوار عالى مقدار ، كمال ظهور و اظهار مىيابد ، گاهى كه صاعقهء خشم
( غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ )
« 2 » درخشيدن گيرد ، ايشان به نيران كين جهانى بسوزند و كشورى براندازند و چون نسيم عنايت
( يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )
« 3 » وزيدن آغاز نهد ، هم ايشان به يك التفات هزار شمع مكرمت و مرحمت برافروزند و مملكت‌ها معمور سازند . [ بيت ]
گاهِ خوشى خوش شود گه همه آتش شود * تعبيه‌هاى عَجب يار مرا خُوست خوست
340 لاجرم چون حوالى اراضى قارص - كه شرف آن به ميامن

[ مصراع ] « سرى منه بشرى مولد أىّ مولد »

سبق ذكر يافته - از وصول و نزول موكب ظفر قرين رتبهء سپهر برين يافت . حضرت
هامش
( 1 ) . فاطر / 39 . ( 2 ) . فتح / 6 . ( 3 ) . يوسف / 92 .