تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1188

مساهمون:

ص١١٨٨
اتلمش را شفيع ساخته و با دو رسول ، احمد و آقته روانهء درگاه عالم‌پناه گردانيد ، كه صورت ندامت او از تقصيرات گذشته و صدق اخلاص او در خدمتكارى و طاعت‌گزارى و قبول خراج و مال كه سال به سال به خزانهء عامره رساند ، به عزّ عرض استادگان پايهء سرير اعلى رسانند و به رسم پيشكش اموال وافر از نقدين « 1 » و جواهر و رخوت و اقمشهء فاخر اسكندرانى و غير آن و شمشيرهاى مصرى و اسبان نامدار و ساير تبرّكات و تنسوقات آن ديار با ايشان بفرستاد . و چون به ولايت روم آمدند ، اتلمش استعجال نموده ، پيش از ايلچيان به درگاه عالم‌پناه شتافت و به عزّ بساطبوس استسعاد يافته ، اخبار مصر و شدت خوف و انقياد والى و اهالى آن ديار به عزّ عرض همايون رسانيد . و چون ايلچيان به موكب ظفر قرين پيوستند و به وسيلهء امرا عزّ بساطبوس دريافته ، تحف و هدايا به محل عرض و سخنان فرج به سمع مبارك رسانيدند ، مرحمت پادشاهانه شامل حال او گشت و به زبان « 2 » مكرمت فرمود كه : « چون او را در صغرسن ، سايهء عطوفت پدر از سر افتاده ، مراقبت احوال او بر ذمّت همّت ما واجب است ، اگر در سلوك جادهء فرمانبردارى - كه راه مأمن رستگارى و كامگارى همان تواند بود - ثابت‌قدم باشد ، صنوف عنايت و تربيت دربارهء او به ظهور انجامد ، چنانچه از سر استظهار و اقتدار به ضبط امور ملك و ملت و خدمت حرمين شريفين - عظّمها اللّه تعالى - قيام تواند نمود » . و فرستادگان او را نوازش نموده ، به خلعت و كمر و كلاه سرافراز گردانيد و اجازت انصراف ارزانى داشته ، از براى فرج تاج و خلعت خاص و كمر مرصّع فرستاد و به نويد عواطف « 3 » بىكرانه و مراحم خسروانه معتضد و مستظهر ساخت - و من اللّه الإعانة و التأييد .

گفتار در ايلغار فرمودن حضرت صاحب‌قران كامگار به جانب قراتاتار

قراتاتار قومىاند از اتراك كه در آن وقت كه منگوقا آن ، هولاگو خان را به ايران فرستاد ، ايشان را داخل لشكر او گردانيد ، و چون هولاگو به تخت تبريز قرار گرفت
هامش
( 1 ) . ع : نقدينه . ( 2 ) . ع : - به زبان . ( 3 ) . ع : عاطفت .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1188 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى