تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1181

مساهمون:

ص١١٨١
كيفيت حال نيكو باز نمايد . و موكب جهانگشاى از آنجا كوچ كرده ، روى توجه به صوب « 1 » آق‌شهر نهاد ، و چون گذار رايت نصرت‌شعار به لشكر جوانغار و اردوى اميرزاده شاهرخ اتفاق افتاد ، شاهزاده مراسم طوى به تقديم رسانيد و پيشكش‌ها كشيد ، و سلطان حسين و امير سليمان شاه نيز وظيفهء خدمات پسنديده بجاى آوردند . و در آن اثنا امير محمد قرامان از قونيه به درگاه عالم‌پناه آمد و به اسم مال امانى و رسم تحفه و تهانى بسى وجه از نقود و اقمشه و اسب و شتر به محل عرض رسانيد ، چنانچه از اندازهء قدر و وسع مملكت او زياده بود . مراحم پادشاهانه كه او را از بند ايلدرم بايزيد خلاص كرده بود و جاى پدرانش با ديگر ضمايم ارزانى داشته - چنانچه سبق ذكر يافته - به تجديد ، او را به صنوف مكرمت و نوازش اختصاص بخشيد و بازگردانيد . و رايت فتح آيت به سعادت و اقبال از آنجا روان شد .

ذكر وفات قيصر سعيد ايلدرم بايزيد و شاهزادهء عالى مكان اميرزاده « 2 » محمد سلطان عليهما الرحمة و الغفران

[ شعر ]
حكم المنيّة فى البريّة جار * ما هذه الدّنيا بدار قرار
337 * * *
بقايى كه بر وى فنا سابق است * بقاى « 3 » دگر هم به آن لاحق است بقا نيست آن بلكه عين فناست * بقاى حقيقى بقاى خداست
و مصداق اين سياق آن‌كه در پنجشنبه رابع عشر شعبان سنهء خمس و ثمانمايه خبر آمد كه ايلدرم بايزيد را در آق‌شهر از سطوت سلطان نافذ فرمان اجل ، قيصر روح از كشور بدن انزعاج يافته و شب گذشته به مرض ضيق النفس و خناق از دار فنا به دار بقا ارتحال نموده . خاطر عاطر صاحب‌قران از استماع آن واقعهء بىدرمان بغايت متالّم شد و قطرات عبرات از ديدهء همايون و زبان گوهرافشان به كريمهء
( إِنَّا
هامش
( 1 ) . ع : به سوى . ( 2 ) . ع : - اميرزاده . ( 3 ) . الف ، ع : فنا .