تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1179

مساهمون:

ص١١٧٩
شهربندى از سنگ برافراخته و به اگرىدر اشتهار يافته . سه طرف آن متصل به آب و يك طرفش به كوه پيوسته است و در كتب تواريخ به فلك‌آباد مذكور است ، و در ميان بحيره دو جزيره است قريب شهر ؛ يكى به گلستان مشهور است و يكى به نسپين ، و نسپين را - كه بزرگتر است - قلعه ساخته‌اند و عمارات و باغات پرداخته و اهالى آن حدود و حوالى از اموال و اسباب و نقود و اجناس و غلات و ارتفاعات هر چه در محافظت آن مزيد اهتمامى بودى ايشان آن را در آن قلعه نگاه داشتندى . در اين ولا مردم بسيار در آنجا جمع شده بودند و به استظهار آب - كه از جميع جوانب محيط است - به آن ايمن نشسته . و چون اين معانى به مسامع عليّهء حضرت صاحب‌قرانى رسيد ، داعيهء تسخير آن قلعه از خاطر خطير سربرزد و فرمان قضا جريان صادر شد كه آغرق به راه آق‌شهر روان گردد . و چون ايلدرم بايزيد را در آن وقت مرضى طارى شده بود و مزاج از نهج استقامت انحراف يافته ، لطف خسروانه اطبّاى حاذق مثل مولانا عز الدين مسعود شيرازى و مولانا جلال الدين عرب را ملازم او گردانيد تا به وظايف معالجه و تداوى قيام نمايند و با آغرق روانه ساخت . و رايت فتح آيت از الغ‌برلغ ايلغار فرمود و شب در ميان كرده ، صباح شنبه هفدهم رجب المرجّب سنهء خمس و ثمانمايه پرتو وصول بر اگرىدر انداخت و روز ديگر برحسب اشارت واجب الاتّباع ، اميرزاده شاهرخ و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده اسكندر و سلطان حسين و امير شيخ نور الدين و امير شاه ملك و على سلطان تواچى و امير سونجك و ديگر امرا و بهادران روى جلادت به حصار نهادند . بعضى به كوه برآمدند و بعضى از دامن كوه حمله به دروازه بردند و از جوانب جنگ انداختند [ و ] به نيروى دولت قاهره حصار را تسخير نمودند و عساكر گردون مآثر به شهر درآمده ، بسيارى از مخالفان را به تيغ قهر بگذرانيدند و بعضى از ايشان از بيم جان خود را به كشتى درانداخته پناه به نسپين بردند . [ بيت ]
برآمد از آن شارسان « 1 » رستخيز « 2 » * همه برگرفتند راه گريز
هامش
( 1 ) . همهء نسخ : شارستان ؛ براى رعايت وزن شعر به شارسان كه همان معنى را دارد تغيير يافت .