يك روزه راه از ازمير ، هم بر كنار دريا واقع است - توجه نمايند 335 كه جمعى كثير و غلبهاى تمام از افرنج ، پناه به آن حصار بردهاند . و چون شاهزاده به فرمانگزارى مسارعت نمود و حوالى قلعه محل نزول رايت ظفر قرين گشت ، صيت سياست سپاه بهرام انتقام ، ديده و دل دور و نزديك را از بيم و هراس آگنده بود و كس را مجال انديشهء مخالفت نمانده ، پيشوايان قلعه به اقدام تضرع و استكانت پيش آمدند و قبول جزيه و اداى آن در گردن عجز و اذعان گرفته ، به جان امان خواستند . شاهزاده جزيه بر ايشان مقرر فرمود و گماشتگان به استيفاى « 1 » آن وجوه قيام نمودند ، و شاهزاده با امرا و لشكر كه با او آمده بودند ، برحسب فرموده به آغرق خود - كه در قشلاق مغنىسياه گذاشته بود - بازگشت .
گفتار در مراجعت فرمودن صاحبقران جهانگير از « 2 » ازمير
حضرت « 3 » صاحبقران بعد از تسخير ازمير گبران ، سايهء مرحمت و اشفاق بر ترفيه حال اهالى ازمير مسلمانان انداخت و ايشان را به خلعت و نوازش و انعام سرافراز و بلند پايه گردانيد و جبا و اسلحهء بسيار از تير و كمان و تيغ و سنان و ساير اسباب و آلات كارزار كرامت فرمود ، تا در آن سرحد به پاى مردى توفيق ، دست جهاد و كمر اجتهاد در غزو اهل شرك و عناد گشاده و بسته دارند ، و نگذارند كه بىدينان باز به اين جانب آيند و به عمارت قلعه اشتغال نمايند . و چون ساحهء سواد اسلام به يمن اعتنا و اهتمام صاحبقران گردون غلام ، از غبار عار « 4 » آن خيبر پرفساد و شر - كه از آن ممر بسى آسيب و ضرر از گبران به مسلمانان مىرسيد - پاك شد و نهال احوال غازيان آن مرز و محافظان « 5 » آن حدود از حسن تربيت و عنايت و وفور مكرمت و موهبت آن حضرت به هزار گونه ازهار و اثمار امانى و آمال آرايش يافته ، پشت استظهار و بازوى اقتدار ايشان در غزو كفّار و دفع اشرار ، چون كار دين و شرع سيد المرسلين - عليه و عليهم أفضل صلوات المصلّين - قوى و متين گشت ، رايت
هامش
( 1 ) . م : استقبال .
( 2 ) . ع : + صوب .
( 3 ) . ع : - حضرت .
( 4 ) . الف : - عار ؛ ع : غار .
( 5 ) . ع : حافظان .