چنانچه از ديگر مواضع به قصد زيارت آنجا روند و نذور و صدقات رسانند و به مسافت يك اسب تاختن از آن حصار ، دو قلعهء ديگر است بر سر كوهى و آن را نيز ازمير گويند و مسكن اهل اسلام است و در ميان اهالى اين دو حصار ليل و نهار بساط محاربه و پيكار گسترده است و چون ازمير گبران را سه طرف متصل است به دريا ، بىدينان از اطراف به كشتيها توجه مىنمايند و خوردنى و پوشيدنى و اسلحه و اسباب جنگ و ساير ضروريات آنجا مىآورند و چون مردم آن مقام در گوشهء بلاد اسلام پاى مخالفت فشرده ، بر دوام به مقابله و مقاتله مىنمايند ، افرنج را استظهار بسيار و اهتمام تمام ، به نگاه داشتن آن هست ، لاجرم تا غايت از اهل اسلام كسى را دست استيلا بر ايشان نبوده و هرگز جزيه و خراج به هيچ پادشاه ندادهاند و دائما دست طغيان و عدوان به ايذا و اضرار اهل اين ديار گشاده ، مراد پدر ايلدرم بايزيد نيز به كرّات كمر جهاد « 1 » بسته لشكر كشيده ، به قدر وسع كوشيد و به فتح « 2 » نانجاميد « 3 » و بازگرديد ، و ايلدرم بايزيد نيز هفت سال آن را محاصره كرد و به جايى نرسيد و مسلمانان از آن حصار خبير آثار در زحمتاند و ميان ايشان دائما قتل و كشش مىباشد و جوىهاى خون به دريا مىپيوندد - و للّه الامر من قبل و من بعد « 4 » .
گفتار در غزو ازمير گبران و فتح آن
334 چون صورت حال ازمير گبران در لوح ضمير صاحبقران انتقاش يافت ، عرق عصبيت اسلام و حميّت دين در حركت آمد و دفع فساد آن گمراهان و قلع و قمع ايشان بر ذمّت همّت خسروانه واجب دانست . امر مطاع صادر شد كه اميرزاده پير محمد عمر شيخ و امير شيخ نور الدين و ديگر امرا متوجه آن قلعه شوند و به طريق سنت ، اول رسول فرستاده ايشان را به ملت غرّاى احمدى - عليه أفضل الصلوات و أكمل التحيّات - دعوت نمايند . اگر سعادتشان مساعدت كند ، و به اسلام درآيند ، ايشان را نوازش نموده و مستظهر و اميدوار گردانيده ، اعلام كنند تا صنوف
هامش
( 1 ) . الف ، ع : اجتهاد .
( 2 ) . الف : - به فتح .
( 3 ) . الف : انجاميد .
( 4 ) . الف : - بعد .