گردون اشتباه آورد و عفو پادشاهانه او را به جان امان بخشيد . و چون رايت نصرتشعار به آونيك رسيد ، چند روز در آنجا توقف افتاد تا فرستادگان از روم باز آيند . و چون از ميعاد مقرر و بلجار معين دو ماه بگذشت و خبرى نياميد ، حضرت صاحبقران فرمود كه : « عجب حالتى است ، نژاد و تبار ، اعتبارى عظيم داشته است ، هرچند با ايلدرم بايزيد مدارا و سازگارى مىكنيم تا باشد كه روم چون ثغر « 1 » اسلام است ، از آسيب عبور لشكر كينهور ما سالم بماند ، عرق تركمانى او را نمىگذارد كه قدم در طريق مستقيم متابعت و مصالحت نهد و ايلچيان اين جانب را باز نمىفرستد و از خودرايى ، ستيزه از حد گذرانيد و به آن رسانيد كه به ضرورت ، لشكر به سر او مىيابد كشيد ، با آنكه هيچ طمع به ملك و مال او نداريم » .
[ نظم ]
ندانم كه تقدير دادار چيست * گه داورى بر كه بايد گريست
اگر نيك و گر بد به حكم خداست * كه را راه پرسش ز چون و چراست
و مهد اعلى تومان آغا و اميرزاده سعد وقاص پسر اميرزاده محمد سلطان را از اين محل به سلطانيه بازگردانيد و از آنجا كوچ كرده ، با عساكرگردون مآثر متوجه روم شد . چون مرغزار ارزروم از فرّ نزول افواج سپاه فيروزى علامت ، نمودار صحراى قيامت گشت ، شاهزادگان و امرا كه در زمستان از قراباغ به طرف كردستان و عراق عرب به ايلغار رفته بودند ، دشمنان را مقهور گردانيده و غارتيده - چنانچه به تفصيل گفته شد - در اول بهار با غنايم بسيار از راه قلاغى و عقبه سونتى « 2 » متوجه درگاه عالمپناه شدند و از آلهتاق و آونيك گذشته ، در اين محل به معسكر ظفر قرين پيوستند .
گفتار در فتح قلعهء كماخ و رسيدن رسولان از جانب روم
از قلاع مشهور كه به حصانت و استوارى معروف و مذكورست ، قلعهء كماخ است . بر روى سنگپارهاى واقع شده - كه انديشه را در ترقى به معارج آن نردبان از
هامش
( 1 ) . ع : ثغور .
( 2 ) . الف : سوتنى ؛ ع : سويتى .