مشار اليه عرضه داشت كه : « در تقويم امسال كه معروض افتاده ، احكام قلمى شده است و طالع اين دولت در غايت قوت است ، و از آن مخالفان در نهايت ضعف » . و به حسب اتفاق در آن مدت ذو ذؤابه ظاهر شده بود ، در برج حمل ، چنانچه در آخر روز تا وقت غروب شفق از جانب مغرب مىنمود و بعد از چند روز هنگام صبح از طرف مشرق پيدا بود . مولانا عبد اللّه از مؤلفات مولانا محيى الدين مغربى 310 نسخهاى به مجلس همايون آورده 311 نقل بنمود كه : « چون ذو ذؤابه در برج حمل ظاهر گردد ، لشكرى از جانب شرق « 1 » بر بلاد روم مستولى گردد و والى روم در دست ايشان گرفتار آيد » 312 .
القصه در روز پنجشنبه سيزدهم « 2 » رجب سنهء اربع و ثمانمايه از يورتى كه قشلاق فرموده بود ، كوچ كرده هم در قراباغ به سبزهزارى فرود آمد ، و چند روز هم در آن حوالى توقف فرمود . و چون فصل شتا تمام آخر شد و سلطان واضح برهان هفت اقليم آسمان ، از برجهاى زمستانى عبور نمود و به حمل كه اول برجهاى بهار است انتقال كرد ، آن حضرت در روز يكشنبه هفتم شعبان سنهء مذكور موافق اول نوروز جلالى و مطابق ايتئيل ، به سعادت و اقبال سوار شد و از قراباغ اران در ضمان حفظ و كلائت ملك ديّان متوجه شمكور گشت ، و اميرزاده محمد سلطان برحسب فرمان از آب كر گذشته به كنار آب روان شد . و رأى جهانآراى مولانا عبد اللّه « 3 » صدر را از براى مفرد اصفهان و ضبط اموال آنجا ارسال فرمود و مولانا قطب الدين قرمى را - كه هم از صدور بود - جهت نسق معاملات ديوانى به شيراز فرستاد . و رايت نصرتشعار از بردع و گنجه گذشته ، صحارى شمكور مضرب خيام نزول همايون گشت ، و بعد از چند روز كه جهت علفخوار توقف افتاد ، رايت آفتاب اشراق ، روى توجه به صوب آلهتاق آورد . و چون به سرحد گرجستان كنار آب تبدر معسكر ظفر قرين شد ، از درياى دولت روزافزون گوهرى گرانمايه زيب افسر سلطنت و پادشاهى گشت و در روز آدينهء بيست و چهارم رمضان سنهء اربع و ثمانمائه هجرى كه هيژدهم ارديبهشت جلالى سنهء اربع و عشرين و ثلث مائه بود ، موافق ايتئيل ،
هامش
( 1 ) . ع : مغرب .
( 2 ) . ع : هيژدهم .
( 3 ) . الف ، ع : عبيد اللّه .