فيروزى و تدبير مهمات سلطنت و جهانبانى ، از موافقنوازى و مخالفسوزى مصروف بود ، از اين مقوله كارها كه به امر عمارت راجع گردد ، چندان آثار گوناگون در هر ديار از التفات معمار همت آن حضرت صدور يافته كه حفر نهر مذكور نسبت با آن جوى خرد « 1 » باشد قياس با عمان و نهرى مختصر از بحرى بىپايان ، و ما التوفيق الّا باللّه عليه التكلان و منه المستعان .
گفتار در نهضت رايت منصور از قراباغ اران و توجه نمودن « 2 » به صحارى شمكور
چون آفتاب به هفتم درجهء حوت رسيد - كه از بروج ذو جسدين است - و امتزاج طبيعت دو فصل مختلف لازم آن ، آفتاب راى صاحبقران گيتىگشاى ، به واسطهء آنكه در ديار روم به فرض جهاد قيام مىنمايد و واليش به نسبت با بندگان درگاه نه يكجهتانه مىزيست ، در تصميم عزم يورش روم و فسخ كردن آن عزيمت متردد بود و چون روم مملكتى عريض و وسيع است و در آنجا لشكر بسيار مستعد و آمادهء رزم و پيكار و عساكر نصرتشعار از سه سال باز ، پيوسته در تضاعيف يورش و ايلغار مشغول قهر مخالفان و تسخير بلاد و ديار ، امرا در اين ولا از توجه به جانب روم متفكر و انديشهناك بودند و چون شمس الدين « 3 » المالغى به واسطهء زيركى و زبانآورى در پايهء سرير اعلى راه سخن گفتن داشت ، نويينان و امراى بزرگ به اتفاق او را بر آن داشتند كه هنگام مجال به مسامع جلال رساند كه امرا برآنند كه در باب عزيمت روم تأملى به سزا مىبايد فرمود كه جاى انديشه است و آن سخن را به اين معنى رواج دهد كه زعم منجمان آن است كه لشكر جغتاى را از يورش روم آسيبى مىنمايد . و چون شمس الدين مذكور مصلحتانديشى نويينان به عرض رسانيد و به كلام احكاميان مؤكد گردانيد ، حضرت صاحبقرانى جهت دفع دغدغهء امرا مولانا عبد اللّه لسان را طلب داشته از كيفيت اوضاع و انظار فلكى استفسار فرمود و مبالغه نمود كه : « آنچه از دلايل نجومى مىنمايد بىمداهنه مىبايد گفت » . مولاناى
هامش
( 1 ) . الف : خور .
( 2 ) . ع : + به جانب .
( 3 ) . ع : - الدين .