تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1117

مساهمون:

ص١١١٧
اهالى آن ديار به اضطراب افتادند . اكابر و اعيان مملكت از علما و صلحا و اشراف پيش ايلدرم بايزيد رفتند و به زبان نصيحت اين معنى را به عبارات مختلف عرضه داشتند كه اين پادشاه بسيار شوكت - كه عازم اين جانب شده - دولتى عظيم دارد ، تا غايت هركه پاى از جادهء فرمانبردارى او بيرون نهاده ، سر بر باد داده ، و هركه روى از متابعت او برتافته ، به جان امان نيافته . اعوان و انصار او هر كار بزرگ و شغل خطير كه پيش مىگيرند به آسانى ميسر مىشود و روى توجه به هر كشور و ديار و شهر و حصار كه مىآوردند ، به اندك سعى مسخّر مىگردد و اين معنى بىسابقهء عنايت ربّانى و تأييدات آسمانى نتواند بود . با چنين صاحب دولتى مخالفت ورزيدن اصلا مصلحت نيست ، صواب آن است كه از در مصالحت و موافقت درآيند و در تراضى خاطر ايشان حسب المقدور سعى نمايند . ايلدرم بايزيد را آن سخنان معقول نمود و خود نيز خايف و انديشناك بود . يكى از قضات اسلام را با اميرى سخن‌دان و مكتوبى مشتمل بر اظهار اطاعت و اذعان به حضرت صاحب‌قران گيتىستان فرستاد و در قراباغ اران به درگاه عالم‌پناه رسيدند و به وسيلهء شاهزادگان و نويينان به شرف بساطبوس استسعاد يافته ، مكتوب رسانيدند و زانو زده ، به اداى رسالت قيام نمودند . محصّل كتاب و خطاب همه آنكه چون عنايت ازلى از خزانهء
( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ )
« 1 » خلعت پادشاهى و جهانبانى بر قامت اقبال آن حضرت آراسته ، ما در مقام مطاوعت و طاعت‌گزارى صادق‌دم و ثابت‌قدميم و اگر پيش از اين خلاف اين معنى به ظهور آمده ، بعد از اين جز طريق اطاعت و انقياد سپرده نخواهد شد . حضرت صاحب‌قران فرمود كه چون والى شما به اقامت فرض جهاد قيام مىنمايد و پيوسته با افرنج « 2 » غزا مىكند 309 ، ما بالطبع اصلا خواهان آن نيستم كه متوجه آن طرف شويم و لشكر به آن مملكت كشيم ، كه خاطر به هيچ‌وجه رخصت نمىدهد كه ديار اسلام را خرابى رو نمايد و موجب شماتت بىدينان گردد ، ليكن قرايوسف تركمان -
هامش
( 1 ) . آل عمران / 26 . ( 2 ) . ع : اونج .