تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1093

مساهمون:

ص١٠٩٣
النجق را فتح كرده ، روى توجه به صوب گرجستان آورند . شاهزادگان و امرا به امتثال امر مبادرت نمودند ، و چون النجق از ده سال باز در مضيق « 1 » محاصرهء عساكر منصور بود و در آن مدت امرا و بهادران به نوبت به محاصرهء آن قيام مىنمودند و در هنگام توجه رايت نصرت فرجام به صوب سيواس و شام از سپاه اميرزاده ميرانشاه ، شيخ محمد داورغا و از لشكر اميرزاده شاهرخ ، فيروز شاه برحسب فرموده به آنجا رفته ، به محاصره مشغول بودند و اهالى آن حصار از بدحالى نيك به تنگ آمده ، چنان كه اندك نفرى از ايشان مانده بودند و از بىقوتى ، پوست و چرم كهنه و امثال آن سدّ رمق مىساختند و آن هم نماند ، به ضرورت بيرون آمده ، قلعه را بسپردند و كوتوال آنجا سيدى احمد اغلشايى را بند كرده ، به درگاه عالم‌پناه روانه داشتند ، و چون شاهزادگان و امرا به حوالى آونيك رسيدند و از فتح النجق آگاه گشتند ، روى توجه به گرجستان نهادند ، و به تعجيل رانده و رسيده ، دست تسلط و استيلا به غارت آن ولايت برگشادند . ملك گرگين از آن واقعه در حيرت و اضطراب افتاد و از در عجز و مسكنت درآمده ، كس فرستاد كه من كمترين بنده‌اى از بندگان درگاه عالم‌پناهم ، و چون رايت فتح آيت ، سايهء سعادت به اين جانب اندازد به دريافتن دولت زمين‌بوس خواهم شتافت . شاهزادگان و امرا كس فرستاده ، صورت انقياد و اذعان او را عرضه داشت استادگان پايهء سرير اعلى كردند ، و روى قهر از تخريب و اضرار آن ديار و اهالى آن برتافته در منگول و آن حوالى كه ييلاق مناسب بود توقف نمودند .

[ مصراع ] « تا چه فرمان آيد از فرمانده گيتىستان »

و هم در آن ايام حكم واجب الامتثال از موقف جلال صدور يافت كه سلطان محمود خان و اميرزاده رستم و امير « 2 » سليمان شاه و امير مضراب چاكو و رستم طغاى بوغا و سونجك بهادر و توكل برلاس و ديگر امراى تومان و قوشون با انبوهى
هامش
( 1 ) . ع : منجنيق . ( 2 ) . ع : + زاده .