تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1092

مساهمون:

ص١٠٩٢
اين همه چون ظاهر ماردين از فرّ قدوم موكب نصرت آيين غيرت سپهر برين شد ، مرحمت صاحب‌قران خورشيد امتنان سايهء التفات بر تفقّد حال او انداخت و به نويد عنايت و رعايت استمالت فرموده طلب داشت و خدمتش از سابقهء شقاوت « اشقى ام سعيد » روى جهالت به تيه ضلالت نهاد و پشت ادبار به حصانت حصار بازداد و طريق استخلاص آن قلعه - چنانچه سبق ذكر يافته - بر طول محاصره منحصر است و در آن حوالى علفخوارى - كه محل توقف عساكرگردون مآثر تواند بود - نبود ، لاجرم فرمان شد كه مجموع عمارات از بازارها و خانه‌ها و غير آن خراب كردند و آتش زدند و رأى ممالك آراى قراعثمان را - كه موضع او به آن قلعه نزديك افتاده - به خلعت اعزاز سرافراز گردانيد و به صنوف نوازش مخصوص داشته امر فرمود كه به محاصرهء آن حصار اقدام نمايد و در تضييق و تخنيق « 1 » اهالى آن شرايط تحفّظ و تيقّظ مرعى دارد و عاطفت پادشاهانه سلطان حصن « 2 » كيفا 305 و سلطان ارزين و ديگر حكّام اطراف و بلاد كه به اقدام اطاعت و انقياد به آستان سلطنت آشيان شتافته بودند ، همه را نوازش نموده به خلعت طلادوز و كمر شمشير زر محسود نيّرين و دو پيكر گردانيد و اجازت انصراف ارزانى داشت ، و در اين اثنا حضرت صاحب‌قران امير اللّه‌داد را به سمرقند فرستاد تا از آنجا به اشپره رود 304 و به محافظت سرحد جته قيام نمايد .

گفتار در ايلغار فرستادن حضرت صاحب‌قران اسلام ملاذ به گرجستان و جانب بغداد

چون اردوى كيهان‌پوى از ماردين كوچ كرده ، روان شد ، حكم برى از انتكاث ، انبعاث يافت كه اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده پير محمد « 3 » عمر شيخ و اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه و امير تمور خواجهء آق‌بوغا و سيد خواجهء شيخ على بهادر و ديگر امرا با لشكر جرّار از راه آمد به جانب النجق و ديار گرج روان شوند ، و قلعهء
هامش
( 1 ) . ع : - تخنيق . ( 2 ) . الف : حسن . ( 3 ) . م : + بن .