و چون نيت در اين فال حال شهر دهلى بود و اهالى آن ، برآمدن اين آيت دليلى باشد روشن به زوال اقبال مخالفان و نقصان و خسران ايشان و باز به نيّت ملوخان - كه روى رزمهء آن سپاه و پشت و پناه كشور هند بود - تفأل فرمود و اين آيت از سورهء نحل برآمد ؛
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ
« 1 » بارى تبارك و تعالى در اين آيت مثل زده كافر و مؤمن را به حال بندهء زرخريدهء عاجز كه قادر نباشد بر هيچچيز ، و آزادمردى كه از فضل خداى تعالى رزقى فراخ و بهرهاى تمام يافته باشد و آن را پنهان و آشكارا نفقه كند و بخشش نمايد هرگز برابر يكديگر باشند ؟
از اين دو فال خجسته كه بغايت مناسب و موافق حال افتاد ، سرّ اعجاز قرانى و كمال لطف و عنايت ربانى نسبت با حضرت صاحبقرانى به ظهور پيوست
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
« 2 » . حضرت صاحبقران صاحبتأييد ، اعتماد بر فال قرآن مجيد كرده ، روز يكشنبه پنجم ماه مذكور از كنار آبجون به عون الهى سوار شد و از آب گذشته ديگر طرف آب ، معسكر ظفرمآب گشت . لشكريان رعايت حزم را خندقى فروبرده ، متصل بيشهاى كه آن را پشته بهالى خوانند و از شاخ درخت ، چپر و حصار ساختند و در پيش خندق ، گاوميشان را گردن و پاى درهم بستند و در پس چپر خيمهها و شتران بخوابانيدند . « 3 »
گفتار در رزم حضرت صاحبقران با سلطان محمود « 4 » والى هندوستان و ظفر يافتن بر ايشان
از پرتو آفتاب هدايت انتصاب وحى آسمانى كه از آسمان معانى نص
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً
« 5 » بر ساحت ادراك واقفان اسرار تنزيل مىتابد و بر پيشگاه ضمير منير مستنشقان ازهار « 6 » تأويل مىافتد . روشن
هامش
( 1 ) . نحل / 75 .
( 2 ) . زمر / 21 .
( 3 ) . ع ، م : - و شتران بخوابانيدند .
( 4 ) . الف : + خان .
( 5 ) . نساء / 100 .
( 6 ) . ع : - ازهار .