ايقانند - و قلعه را بسوختند و ويران ساختند و روز چهارشنبه غرهء ماه « 1 » ربيع الآخر حضرت صاحبقران به راه نمونى اقبال سوار شد و به لب آب جون به مقابلهء جهاننماى فرمود تا گذارهاى « 2 » آب را به نظر احتياط درآورده ، به نفس مبارك تفحص نمايد و هنگام عصر به سعادت بازگشته در معسكر ظفرپناه فرود آمد .
و چون دهلى نزديك بود ، جهت كيفيت وضع محاصره با شاهزادگان و امرا سنت استشارت مرعى داشت و رأى بر آن قرار يافت كه اول غلهء بسيار جهت علوفهء عساكر نصرتشعار جمع آورده ، در آن حصار ضبط نمايند و بعد از آن به معونت تأييد آسمانى به محاصره و فتح شهر گرايند و از براى امضاى اين راى ، امير سليمان شاه و امير جهانشاه و ديگر بندگان درگاه ، از اين يورت هم در غرهء ماه برحسب « 3 » فرمان روان شدند ، تا جانب دهلى را تاخت كنند . روز ديگر خاطر خطير صاحبقران جهانگير نشاط احتياط عمارت جهاننماى فرموده از سرير خلافت مصير به موكب « 4 » فلك شكوه قمر مصير برآمد ، و با قريب هفت سوار جبهپوش سختكوش ، به دلالت سروش هوش روان شد و از آبجون گذشته ، آن عمارت جهاننماى را به حقيقت جهاننماى ساخت و همانا سلطان فيروز شاه در وضع اين نام ملهم شده بود ، به اين معنى كه عمارتش از حضور عالمى در وى و جهانى در صورت انسانى جهاننماى خواهد گشت و
[ عربيه ]
ليس من اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد
و حضرت صاحبقران گيتىگشاى « 5 » ، بعد از تفرج جهاننماى ، احتياط فرمود كه محل رزم و جدال و ميدان محاربه و قتال كجا مناسبتر افتد . و على سلطان تواچى و جنيد بورلداى را كه به قراولى رفته بودند بازآمدند . و على سلطان ، محمد سلف را گرفته آورد و جنيد ديگرى را و بعد از استفسار احوال و اخبار ، محمد سلف عرضهء تلف گشت . و در اثناى اين احوال ، ملو خان با چهارهزار سوار و پنج هزار پياده و
هامش
( 1 ) . ع : - ماه .
( 2 ) . الف : گذرگاههاى .
( 3 ) . ع : رجب .
( 4 ) . ع : مركب .
( 5 ) . الف : ستان .