سابقهء شقاوت دامنگير شده ، خانههاى خود را سوخته بودند و بهطرف دهلى گريخته ، چنانچه سپاه نصرتشعار در آن ديار ديّار نديد .
و روز سهشنبه بيست و سيوم از حصار اسندى نهضت فرموده و شش كروه مسافت قطع نموده ، حصار تغلقپور مركز اعلام ظفر انجام لشكر اسلام گشت و اهالى آن حصار ، طايفهاى از بىدينان ثنويه بودند كه ديدهء بصيرتشان از اشراق نور توحيد محروم مانده ، كائنات و حوادث را دو مبدأ ، اثبات كنند و آن را يزدان و اهرمن گويند و به نور و ظلمت از آن تعبير نمايند و هرچه از قبيل خيرات شناسند از يزدان دانند ، فساد و شرور كه در مجارى امور عالم رو نمايد به اهرمن نسبت كنند و الحق - « و ان لا مؤثر فى الوجود الّا اللّه » . القصه مقيمان آن حصار - كه ايشان را سالون مىخواندند - مجموع رو به گريز نهادند . عساكر گردونمآثر بىتوقف قلعه را آتش زدند و تمام سوخته ، از آن اثر نگذاشتند .
و روز چهارشنبه بيست و چهارم ماه ، رايت نصرتپناه سايهء وصول به شهر پانى پت « 1 » انداخت و از تغلغپور تا پانىپت « 2 » دوازده گروه است . اهل پانىپت « 3 » دست اضطرار در دامن فرار زده سر عجز در گريبان اختفا كشيدند و در آن مقام هيچ متنفّس پيدا نشد و در اندرون حصار يك انبار گندم بود كه از ده هزار من به سنگ بزرگ - كه عبارت از صد و شصت هزار من شرع باشد - افزون آمد ، آن را بر لشكريان بخش كردند . و روز پنجشنبه بيست و پنجم از آنجا كوچ كرده و شش كروه راه رفته بر لب آب پانىپت فرود آمدند . روز جمعه بيست و ششم ، امراى برانغار و جوانغار با سپاه فيروزىشعار جبه پوشيده و جنگ را آماده گشته روان شدند . عون ربانى مقارن رايت ممالكآراى و سعادت آسمانى رهنماى عساكر كشورگشاى .
و روز شنبه بيست و هفتم ، فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست كه امراى برانغار تا موضع جهاننماى - كه عبارت از عمارتى است كه سلطان فيروز شاه در دو فرسخى دهلى بر بالاى كوهى ساخته و در دامن آن كوه آبجون ، كه دريايى روان است ،
هامش
( 1 ) . الف : پانيت .
( 2 ) . الف : پانيت .
( 3 ) . پانيت .