( 801 ه . ق ) گفتار در عبور فرمودن حضرت صاحبقرانى از آب سند
روز سهشنبه دوازدهم محرم سنهء احدى و ثمانمايه موافق پارسئيل « 1 » كه آفتاب از نقطهء اعتدال خريفى نه درجه گذشته بود ، « 2 » رايت منصور از آب سند عبور فرمود و عساكر گردونمآثر مجموع آب برداشته ، به كنار چول جرو فرود آمدند و آن بيابانى است . درازى آن از طول اميد هوسناكان كشيدهتر و عرض آن از عرصهء كرم فتوت پيشگان افزونتر و در حوالى آن از آب و آبادانى هيچ اثر نه . و اين چول در كتب تواريخ به چول جلالى مشهور است ، از آن سبب كه چون سلطان جلال الدين خوارزمشاه ، از چنگيز خان گريزان شده ، از آب بگذشت به اين چول درآمد و در آن ولا خلاص يافت .
و چون رايت فرخندهفال ، سايهء نصرت و اقبال بر آن حدود انداخت ، مقدمان و رايان كوهجود ، به رهنمايى طالع مسعود رو به درگاه عالمپناه آوردند و كمر بندگى بر ميان جان بسته ، سر بر خط فرمان و قدم در دايرهء انقياد و اذعان نهادند و به مراسم پيشكش و شرايط مالگزارى و خدمتكارى قيام نمودند و پيش از اين به چند ماه ، رستم طغاى بوغا برلاس با لشكرى برحسب فرمان بهطرف مولتان رفته بود و عنان عزيمت به صوب كوهجود تافته ، چند روز آنجا توقف نموده و همين رايان وظيفهء
هامش
( 1 ) . همان بارس به معناى يوز است .
( 2 ) . يعنى نهم ماه مهر .