تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
و در جمعهء غرّهء ماه محرم سنه احدى و ثمانمائه حضرت صاحب‌قران از ناحيهء قبيلهء پرنيان مراجعت نموده ، در حوالى قلعهء نغر به سعادت و اقبال نزول فرمود ، و امير سليمان شاه را با فوجى لشكر به مولتان پيش اميرزاده پير محمد فرستاد و شاه على فراهى را با پانصد پياده در قلعهء نغر بگذاشت ، و از آنجا در ضمان حفظ و تأييد ملك ديّان روان شده ، موضع بانو مخيّم نزول همايون گشت و پير على سلدوز و امير حسين قورچى را با جمعى لشكر ، در آن محل بازداشت و رايت منصور از بانو نهضت نموده ، جمعه هشتم ماه مذكور سايهء اقبال بر كنار آب سند انداخت ، و در همان محل كه سلطان جلال الدين خوارزمشاه از چنگيز خان گريخته ، خود را بر آب زد و بگذشت و چنگيز خان فرود آمد و از آب عبور ننموده بازگشت ، اطناب سراپردهء پادشاهى به اوتاد عنايات الهى مشدود شد ، قبهء بارگاه خلافت‌پناه ، سر رفعت به اوج ماه برافراخت . حكم عالم مطاع ، نفاذ يافت كه بر سر آب سند پلى بندند . طاعت‌گزاران « 1 » در زمان دست مهارت برگشادند و به دو روز ، از سه پايه و كشتى و نى ، جسرى معتبر ببستند . و در اين اثنا ايلچيان - كه از اطراف ممالك آمده بودند - بعضى را روانه فرمود ، مثل سيد محمد مدنى كه از حرمين شريفين مكه و مدينه - شرّفهما اللّه تعالى - روى توجه به پايهء سرير اعلى - كه قبلهء اقبال و كعبهء آمال جهانيان بود - نهاده ، رسالت مجموع حكّام و اشراف آن اطراف آورده بود و به عزّ عرض رسانيده كه همه در مقام انتظار مترصّد و اميدوارند كه رايت جهان‌گشاى ، هماىآسا سايهء سعادت بر فرق همگنان گسترد و آن مملكت را در پناه حمايت و عنايت خويش آورد . و ايلچى اسكندر شاه والى كشمير كه به جهت عرض عبوديت و اخلاص آمده بود ، او را نيز نوازش نموده ، بازگردانيد و فرمان داد كه اسكندر شاه با لشكر خود در شهر ديبالپور به معسكر ظفرپناه ملحق شود .
هامش
( 1 ) . الف : گذاران .