گرانمايگان سپاه گزين * نهادند از اخلاص رو بر زمين
كه فرض است فرمان صاحبقران * بر اهل جهان خاصه بر بندگان
كجا او نهد پاى ما سر نهيم * ز فرمان او ، بر سر ، افسر نهيم
گر آب و گر آتش كند جاى ما * نگردد ز فرمان او راى ما
شه آسودهتر شد ز گفتارشان * نوازشگرى كرد بسيارشان
گفتار در يورش همايون حضرت صاحبقران جهانگشا به جانب هندوستان به نيّت غزا
فحواى بشارت مؤداى كلام معجز نظام ربانى و مضمون ميمون تنزيل واجب التجليل آسمانى ، حيث قال جل من كبير متعال
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 1 » دليلى است يقيننماى ريبتزداى ، بر علوّ رتبت مبارزان ميدان جهاد و رفعت قدر و منزلت نبردآزمايان معركهء غزو با اهل شرك و عناد . و مؤيدات اين معنى از نصوص كتاب و احاديث صحيح الانتساب زياده از آن است كه در امثال اين مجال متعرّض ايراد آن توان شد ، لاجرم همت متعالى آثار صاحبقران مؤيّد ديندار پيوسته در بند غزو كفّار و محاربه و قتال زمرهء اهل ضلال و استكبار بود و در تاريخ رجب سنهء ثمانمايه كه از روى حساب سال « فتح قريب » « 2 » است ، موافق « پارسئيل » « 3 » كه شمارش مطابق عدد اصحاب بدر افتاده ، به نيت غزا متوجه صوب هندوستان شد .
هرآينه مصدوقهء
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
« 4 » به ظهور پيوست و ميامن امتنان
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ
« 5 » قرين روزگار همايون گشت و با سپاهى چون قطرات امطار در نيسان و آذار بسيار و مانند اوراق و ازهار اشجار در فصل بهار بيرون از حيّز حصر و شمار روى مكنت و اقتدار به آن ديار آورد و اميرزاده عمر ، پسر اميرزاده ميرانشاه را جهت ضبط سمرقند بازداشت .
هامش
( 1 ) . صف / 4 .
( 2 ) . عدد 800 .
( 3 ) . عدد 313 .
( 4 ) . صف / 13 .
( 5 ) . آل عمران / 123 .