( 800 ه . ق ) گفتار در ذكر اسباب توجه حضرت صاحبقران به صوب هندوستان
صاحبقران گيتىستان ، قندز و بقلان و كابل و غزنين و قندهار با توابع و لواحق تا حدود هند به شاهزادهء رفيع مقدار پير محمد جهانگير ارزانى داشته بود ، چنانچه سبق ذكر يافت . و چون آن مملكت به تحت ضبط شاهزادهء مشار اليه درآمد و به انوار عدل و احسان بياراست ، برحسب فرمان اعلى عساكر اطراف و جوانب پيش او جمع شده ، متوجه فتح ديگر بلاد گشت و با لشكرى گران و وافر « 1 » و نويينان « 2 » مثل امير سيفل قندهارى و امير قطب الدين - عمزادهء امير سليمان شاه - و شاهان بدخشان - شاه لشكر شاه و شاه بهاء الدين - و بهلول محمد درويش برلاس و قمارى ايناق « 3 » و تمور خواجه آقبوغا و سيفل نكودرى و حسن جاندار و محمود برات خواجه و ديگر امرا روان شده ، اوغانيان كوه سليمان را بتاختند و از آب سند گذشته ، شهر اوجه را به جنگ بگرفتند و از آنجا روان شده ، به مولتان رسيدند و شهر مولتان را محاصره كردند و حاكم آنجا سارنگ 239 برادر بزرگ ملّو 238 بود . چه بعد از وفات سلطان فيروز شاه 237 ، از امراى او اين دو برادر استيلاى تمام يافتند و سلطان محمود ، 236 نبيرهء فيروز شاه را به پادشاهى برداشته ، حكومت هندوستان به دست فروگفتند و
هامش
( 1 ) . الف : - و وافر .
( 2 ) . ع : + و امراى متكاثر .
( 3 ) . ع : - و قمارى ايناق .