فرمان شد تا ديوار و قبّهء آن را از كاشيكارى تزيين دهند و قبر از سنگ سفيد « 1 » به تكلف تراشيده ، نقشهاى بديع بر آن نگارند و اتمام آن را به عهدهء اهتمام مولانا عبيد اللّه صدر فرمود و برحسب فرموده ، به عرض دو سال به اتمام پيوست .
و چون ميامن اقامت رسم زيارت قرين روزگار سعادت آثار گشت ، همت پادشاهانه صلات و صدقات بسيار به مجاوران مزار و ساير ارباب استحقاق و افتقار تصدق فرمود و از آنجا بازگشته ، به اردوى همايون معاودت نمود . « 2 » و بشارت رسيد كه مهد اعلى « 3 » تكل خانم مىرسد ، جملهء آغايان و امرا برحسب فرموده ، به عزم استقبال سوار شدند و پانزده روز راه پيش رفتند و رسم نثار اقامت كرده ، اسبان كشيدند و از تقديم وظايف اعزاز و تكريم هيچ دقيقهاى نامرعى نگذاشتند و تمام راه در هر يورت طوىهاى به تكلف مرتب داشتند . و در روز پنجشنبه غرّهء ربيع الاول سنهء ثمانمائه نوشابهء عهد را به آيينى هرچه تمامتر به بارگاه عالمپناه اسكندر دوران رسانيدند . فرمان قضا جريان به ترتيب جشن و تهيهء طوى بزرگ نفاذ يافت . قضاة اسلام و علماى انام را احضار فرموده ، آن گوهر صدف سلطنت و خانى در عقد ازدواج حضرت صاحبقرانى به آيين شرع مطهر انتظام پذيرفت . آغايان و شاهزادگان و امرا و نويينان دست بهجت و استبشار به اقامت رسم نثار برگشادند و هوا جواهربار و زمين از زر و گوهر گرانبار گشت . مدتى همگنان را اوقات و ساعات روزوشب مستغرق استيفاى تمتّع از عشرت و طرب بود و زبان دولت در مقام تهنيت ، زمزمهء اين ترانه مىسرود كه ،
[ نظم ]
جهان جوان شد از آن اجتماع بار دگر * عروس دولت فرخلقا كشيد به بر
طرب عروس و دل خلق عالمى داماد * سرود تهنيت و پردهساز فتح و ظفر
هامش
( 1 ) . الف : « اشارت عالى ارزانى داشت كه گنبدى بنياد دهند كه دور آن از اندرونش صد و سى گز كه قطر آن قريب چهل و يك گز باشد و ارتفاعش بعد از اتمام مناسب آن و ديوار و قبهء آن را از كاشى تزئين دهند و درش از هفت جوش مرتب سازند و در ميانش حوضى هم از هفت جوش و از سنگ مرمر از تبريز بياورند . . . » .
( 2 ) . ع : فرمود .
( 3 ) . الف : عليا ؛ ع : - مهد اعلى .