( 797 ه . ق ) گفتار در غزا فرمودن حضرت صاحبقران با كفّار گرجستان
صاحبقران گيتىستان را دگرباره داعيهء احراز فضيلت
وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ
« 1 » دامن همت عالى نهمت گرفته عزم جهاد كفار گرج مصمم فرمود ، و از آن يورت كوچ كرده ، شكاركنان به راه كوهستان گرجستان درآمد ، و گرجيان آن نواحى را مقهور گردانيده غارت كرد .
[ شعر ]
روان كرد لشكر به عزم جهاد * سمند ظفر زير ران مراد
ولايات گبران به تاراج داد * سران را ز شمشير خود تاج داد
و عنان عزيمت به صوب بعضى گرجيان - كه به قرا قلقانليق مشهورند - معطوف داشت و ايشان به قلعه و كوههاى بغايت محكم متحصّن شده بودند ، برحسب وعدهء
وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
« 2 » بر همه غالب آمده ، مجموع را به قتل و تاراج دمار از روزگار برآورد و مظفر و منصور از آن كوه فرود آمد و در آن جلگا به سعادت و اقبال نزول فرموده ، به عيش و كامرانى مشغول شد . و از آنجا رايت نهضت برافراخته به شهر تفليس كه تختگاه آن بلاد است فرمود « 3 » و از آنجا بازگشته شكاركنان به جلگاى شكى درآمد و چند روز آن محل را مضرب خيام اقامت ساخت ، و جهت
هامش
( 1 ) . صفّ / 11 .
( 2 ) . صافّات / 173 .
( 3 ) . ع : + نزول .