تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
[ نظم ]
روان‌بخش جايى به نزديك آب * فرود آمد و ديد آن شب به خواب كه شهزاده شد رخ به نزديك شاه * به حرمت نشسته بدى پيش شاه ( ؟ ) به ناگه يكى اخترش همچو مهر * فرود آمدى بر كنار از سپهر پس آن‌گاه بر شاه كردى سلام * ز ديدار او شه شدى شادكام برآمد ز خواب و در انديشه بود * قضا را دگرباره خوابش ربود نمودندش آن خواب بار دگر * همان اخترش آمد اندر نظر به آيين اول دگر ره سلام * به شاه جهان كردى از احترام دگر روز چون شاه نيلى حصار * نبرد رايت آل بر كوهسار معبر طلب كرد شاه جهان * از آن خواب جست از خميرش نشان معبر چو از شاه بشنيد خواب * بدين‌گونه‌اش داد شادان جواب كه گردد فروزان از اين دودمان * چراغى كه روشن شود زو جهان ز شه‌زاده شهرخ سپهر جلال * كه اسلام يابد به دورش كمال خدا يك نبيره دهد شاه را * كازو فرو زينت بود ماه را شهش گفت حكمت چه باشد در اين * كه من خواب ديدم دو نوبت چنين معبر چنين گفت شه را جواب * كه اى نكته‌دان شاه مالك رقاب بر آن است خواب مكرر دليل * كه بعد از دو روز از عطاى جزيل اثر كرد اين خواب را آشكار * بدان‌سان كه خرم شود شهريار شه او را به سيم و زر اميد داد * به آن مژده گوش دلش برگشاد « 1 »
[ نظم ]
يكى منزل دلكش جان‌فزا * ز باغ خورنق « 2 » فزون در صفا به هرچند گامى در آن سبزه‌زار * روانه شده چشمهء خوشگوار هواى خوش و بيشه‌هاى فراخ * درختان بارآور سبزشاخ روان آب در سبزهء آبخورد * چو سيماب در پيكر لاجورد
هامش
( 1 ) . اين بيت فقط در نسخهء « الف » است . ( 2 ) . ع : ز فردوس اعلى .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 782 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى