تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
خمس و تسعين و سبعمائه موافق تخاقوئيل به سعادت و اقبال متوجه شيراز شد و اميرزاده عمر شيخ كه او را طلب كرده بود و او حويزه و حوالى و نواحى آن را ضبط نموده و پيشكش‌ها مرتب داشته و متوجه گشته ، كس فرستاد كه : « ما به صوب شيراز روان شديم ، مىبايد كه آغرق را سركرده از عقب بيايى و در شيراز ملحق شوى » . و حضرت صاحب‌قران روز چهارشنبه بيست و هفتم از آب دودانگه بگذشت و جمعه بيست و نهم به آب شور و خان‌كنده رسيده ، فرود آمد و روز شنبه غرّهء جمادى الاولى در رام‌هرمز نزول فرمود و اتابك پير احمد كه حاكم لر بزرگ بود با پيشكش و هدايا در اين محل به درگاه عالم‌پناه آمد و به‌وسيلهء امرا شرف زمين‌بوس دريافت و زانو زده ، پيشكش كشيد و ظفر كردار ملازم موكب فيروزى شعار گشت . و حضرت صاحب‌قران ، پيشين همان روز به سعادت سوار شد و از آب رام‌هرمز عبور فرموده ، فرود آمد و روز يكشنبه به آب مىرسيده نزول نمود و روز دوشنبه از جايزان ، ايوار كرده ، صحراى زهره ، مخيم نزول ساخت . و روز سه‌شنبه از كردستان و آب ارغوان گذشته ، بهبهان معسكر نصرت آشيان گشت و روز چهارشنبه از آب شيرين عبور نموده ، در صحراى اشتر « 1 » نزول فرمود و روز پنجشنبه از كج‌هوس گذشته در سر آب خان‌بيدك فرود آمد و روز آدينه ديه جولاهه از ميامن نزولش رشك شهرهاى جهان شد و روز شنبه از باشت « 2 » و آب شعب عبور نموده به مال امير شول نزول فرمود و روز يكشنبه از آب « 3 » خاوران « 4 » گذشته و استفسار قلعهء سفيد كرده در صحراى نوبنجان فرود آمد و روز دوشنبه دهم ، لشكرها آراسته و از نوبنجان روان گشته به پاى قلعه آمد و سعادت نامى شقاوت فرجام ، از قبل شاه منصور كوتوال آن قلعهء عديم المثال بود . [ نظم ]
دزى بود كش خواندندى سفيد * بدان دز بد ايرانيان را اميد عجب گونه كوهى خداى آفريد * كه مانند آن‌كس به گيتى نديد
هامش
( 1 ) . الف : شتر ؛ امروزه بدان ليشتر يا لشتر مىگويند ( با تشكر از آقاى دكتر سيد منصور طباطبائى ) . ( 2 ) . ع : ياشت . ( 3 ) . الف : - آب . ( 4 ) . الف : جاودان ؛ ع : خاوران .