راند ؛ و در آنوقت ملوك سربدال - كه از هول صدمهء لشكر شاهزاده از خراسان گريخته به عراق آمده بود - از قبل شاه منصور داروغاى كاشان بود و چون از وصول رايت شاهزاده خبر يافت ، كس بيرون فرستاد و به زبان عجز و اضطرار امان طلبيد .
شاهزاده او را خلعت امان بخشيد و او به قدم انقياد بيرون آمده ، ملازم ركاب ظفر انتساب گشت و شاهزاده به سعادت و اقبال به آغرق معاودت فرمود . صاحبقران گيتىستان اميرزاده عمر شيخ را با لشكرها « 1 » به جانب دست راست روان گردانيد و هرجا كه دشمن دوچار خوردند همه را به تيغ آبدار « 2 » دمار از روزگار برآوردند « 3 » و چون به حويزه رسيدند و كسى را ياراى انديشهء مقابله و مدافعه نبود ، داروغا اسلام نام كه از قبل شاه منصور آنجا بود از بيم جان بگريخت . اميرزاده عمر شيخ به ضبط و نسق حويزه مشغول شد و حضرت « 4 » صاحبقران كامگار شب شنبه شانزدهم ماه به سعادت سوار شده چاشتگاه از فول گذشته در اندرون دزفول نزول فرمود .
و در السنه و افواه شيوعى دارد كه آن قنطرهء بديع الاوصاف پرداخته و برافراختهء معمار همت موفور شاپور ذو الاكتاف است ؛ طرح اساس آن بر بيست و هشت طاق بزرگ واقع شده و بيست و هشت عدد تام است در مرتبهء عشرات ، متولد از ازدواج عدد امّهات سفلى و آباء علوى به طريق ضرب ، چه حاصل ضرب چهار در هفت بيست و هشت است ، و لهذا منازل قمر كه نص
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ
« 5 » به آن ناطق است بههمين عدد مقرر شده و حروف كه از جلايل تحف و جزايل نعم كه به وسايل رسل از حضرت پروردگار عالم به بندگان رسيده ، آن است كه اصول مفرداتش به زبان عربى مبين - كه اتّم السنه و افصح لغات است - همين عدد آمده و از بحار زخّار معانى كه كريمهء
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي
« 6 » محيط است بر آن گوهر صدق ، اين دعوى استخراج مىتوان نمود و عدد جمله ركعات صلوة سفر و حضر همان است و توافق اين امور دليلى روشن است بر خصوصيت خاصيت اين عدد ارجمند ، و الحق خواص آن زيادت از آن است كه در « 7 » مثال اين مجال متعرّض آن
هامش
( 1 ) . ع : لشكرى .
( 2 ) . ع : - همه را به تيغ آبدار .
( 3 ) . م : - و هر جا كه با دشمن . . . برآوردند .
( 4 ) . ع : - حضرت .
( 5 ) . يس / 39 .
( 6 ) . حجر / 87 .
( 7 ) . ع : - در .