تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
و سر به سلامت بيرون برده و چون وعدهء
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
« 1 » دررسيد به زخم كاردى جان بسپرد . [ بيت ]
چنين است اين منزل پرهوس * نماند در او جاودان هيچ‌كس
و هم در آن زمان غجرچى بدكردار را به عقوبت هرچه تمام‌تر به قتل آوردند و بسوختند . [ مصراع ]
« كه واجب شد طبيعت را مكافات »

گفتار در ايلغار فرمودن « 2 » حضرت صاحب‌قران به جانب لرستان و خوزستان

حضرت صاحب‌قران سپهر اقتدار در موضع شهريار باز از لشكر جماعتى برگزيد و اميرزاده ميرانشاه را با بقيهء سپاه آنجا بازداشت و فرمود كه چندان « 3 » توقف نمايد كه آغرق از استرآباد بيايد ، و خود به نفس مبارك با آن گروه گزيده متوجه صوب و روجرد شد و به تعجيل تمام براند ، و اميرزاده عمر شيخ با لشكر دست چپ به راه آوه روان شد و از موضع كوشك چوپان عبور نموده به آوه رسيد و از آنجا گذشته ، قلعهء گيو را گرد پيچ « 4 » كرده ، در حال مسخر گردانيد و محمد قمى را كه كوتوال آن قلعه بود بگرفت . [ بيت ]
چو شهزاده با لشكر نامدار * درآمد به پيرامن آن حصار ز گرد ره آن قلعهء پرنفير * گرفتند و شد كوتوالش اسير
و شب در ميان كرده روز ديگر به موضع مرون راند و مظفر پراهانى « 5 » كه گماشتهء محمد قمى بود استقبال نموده ، شرف بساطبوس دريافت و از آنجا كوچ كرده به
هامش
( 1 ) . اعراف / 34 . ( 2 ) . الف : فرستادن . ( 3 ) . م : جماعتى . ( 4 ) . ع : كردپنج . ( 5 ) . الف : فراهانى .