تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣

( 795 ه . ق ) گفتار در فرستادن فتح‌نامه‌ها به تختگاه و طلب داشتن فرزندان و خواتين عصمت‌پناه

چون ممالك مازندران به كلى مسخّر شد ، حضرت « 1 » صاحب‌قران « 2 » بشارت فتح سارى و آمل و ماهانه‌سر و توابع با بيلاكات ارجمند به سمرقند ارسال فرمود و فرزند « 3 » كامكار اميرزاده شاهرخ و نبيرگان عالىمقدار اميرزاده خليل و اميرزاده رستم و سلطان حسين نبيرهء امير موسى كه دخترزادهء حضرت صاحب‌قرانى بود و خدر معلّى بيكسى « 4 » سلطان دختر اميرزاده ميرانشاه و حضرات خواتين سراى ملك خانم و تومان‌آغا و ديگر آغايان را طلب فرمود و در ماه محرم سنهء خمس و تسعين و سبعمائه فرمان داد كه در موضع شاسمن « 5 » از نواحى جرجان ، سرايى عالى بساختند و داروغگى سارى را به جمشيد قارن - كه از قاين قهستان بود - تفويض نمود . و چون سادات آنجا پدر و برادر اسكندر شيخى را به غدر كشته بودند و آمل را از ايشان گرفته و او گريخته بود و مدتى به ملازمت موكب همايون مشرف گشته ، در اين وقت عاطفت پادشاهانه آمل را به او ارزانى داشت و به سعادت و اقبال معاودت فرموده ، بيستم ماه به شاسمن « 6 » در آن سراى نزول كرد و تواچيان را به اطراف روانه داشت تا
هامش
( 1 ) . ع : - حضرت . ( 2 ) . ع : + كامران . ( 3 ) . الف ، ع : فرزندان . ( 4 ) . ع : بيكى . ( 5 ) . ع : شاسمان . ( 6 ) . ع : شاسمان .