تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
به تعليم علوم شرعى ترغيب نمودن و بر آن گماشتن كه از اهل اسلام على الخصوص منتسبان دودمان پيغمبر - عليه الصلاة و السلام - غير از اين پسنديده نيفتد ؛ و بعد از نوازش و نصيحت ، ايشان را به قلعهء سارى فرستاد و فرمان شد كه نيكو محافظت نمايند و چند روز در آنجا توقف فرمود و از قلعه چنانچه شرح داده شد اموال بسيار متجاوز از حدّ شمار در تحت تصرف آمده بود 205 ، قلزم مكرمت پادشاه دريا نوال موجى زد و كشتىها را از آن پر ساخته كشتى كشتى به « 1 » امرا و لشكريان انعام فرمود . [ بيت ]
گر دل و دست بحر و كان باشد * دل و دست خدايگان باشد
208 و به اشارت رأى رزين آن حصن حصين را بعد از آنكه به جاروب تاراج پاك ساخته بودند تودهء خاك ساختند و هنوز بر آن حال است و چون مكرر از هر زبان به مسامع عليّه رسيده بود كه در آن ولايت مردم بد اعتقاد فدايى بسيارند ، يرليغ لازم الاتّباع از موقف جلال صدور يافت كه هركس كه به اسم سيادت متّسم باشد از ميان سپاهيان و عوام بيرون آورده ، حاضر گردانند 207 و كافهء بدكيشان را به حسام انتقام شربت حمام بچشانند . امر عالى به نفاذ پيوست و آن نواحى از شرّ فساد آن طايفهء گمراه مباحى كه اگر ورقى به دست غريبى بيافتندى ، به تهمت آنكه فقيه و طالب علم است ، خون او را هدر دانستندى برست و به تخصيص شيخ على بهادر جهت انتقام قتل پسرش حبّى خواجه و اسكندر شيخى از براى پدرش افراسياب 206 و ديگر خويشان كه درويشان سيد قوام الدين ايشان را كشته بودند و آمل را فروگرفته ، قتل بسيار كردند و حكم شد كه سيد كمال الدين را با اهل‌وعيال در كشتى نشانده به خوارزم برند و فرزندانش سيد مرتضى و سيد عبد اللّه را با پسران و جمعى مردم از سمرقند گذرانيده به تاشكنت روانه سازند ، برحسب فرموده كاربند شدند .
هامش
( 1 ) . م : بر .