تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
آوردند و از مخالفان هيچ‌اثرى و خبرى معلوم نمىشد و هركس كه به خبرگيرى مىرفت در آن بيابان بىپايان سرگردان گشته ، از كس نشان نمىيافت . حضرت صاحب‌قران به الهام دولت ثابت ، اركان شيخ داود تركمان را احضار فرموده ، با جمعى ديگر از بهادران به خبرگيرى فرستاد . و او مردى دلاور كاردان بود در بيابان و ريگستان بزرگ شده و در كفايت كارهاى عظيم زحمت‌ها كشيده و گرم و سرد روزگار چشيده . برحسب فرمان روان شد و دو شبان‌روز به تعجيل تمام براند . در شب دوم آلاچوقى چند يافت . در پس پشته‌اى با ديگر بهادران پنهان شدند و چون صبح دميدن گرفت ، سوارى از آن آلاچوق‌ها به مهمى مىرفت ، صبر نمودند تا از ايشان بگذشت . در عقب او شتافته او را بگرفتند و به حضرت صاحب‌قران رسانيدند . آن حضرت ايشان را تربيت فرموده و شيخ داود را به انعامات پادشاهانه مخصوص گردانيده ، كمر تركش زرين و خلعت خاص ارزانى داشت و از آن‌كس احوال توقتمش خان پرسيد ؟ گفت : « يك ماه باشد كه ما از ايل بيرون آمده ، اينجا ساكن شده‌ايم و از خان خبرى نداريم ، اما چند روز است كه ده سوار جبه‌پوش آمده‌اند و در اين نزديكى ما بيشه‌اى است آنجا مىباشند و معلوم نيست كه چه كسانند » . حضرت صاحب‌قران ، عيد خواجه را با سى سوار تعيين فرمود كه مردم آن آلاچوق‌ها را كوچانيده ، بياورند . عيد خواجه مردم آلاچوق‌ها را چنانچه امر شده بود ، بياورد و قمارى يساول را فرمان داد كه با بيست سوار برود و آن ده مرد را كه در بيشه‌اند ، كوشش نموده بگيرد و بياورد . و قمارى يساول برحسب فرموده متوجه شد و چون به ايشان رسيد به جنگ پيش آمدند و بعضى كشته شدند و بعضى را دستگير كرده به پايهء سرير اعلى آوردند و خبر توقتمش خان از ايشان تحقيق نموده ، كوچ كردند و منازل و مراحل بسيار پيموده و از بسى آب‌ها و گول‌ها عبور نموده ، روز دوشنبهء بيست و چهارم جمادى الآخر به كنار آب بيق « 1 » رسيدند . غجرچى به عزّ
هامش
( 1 ) . ع : تيق ؛ الف ، م : ييق .