بدان فتح يك جشن شاهانه ساخت * سران سپه را به احسان نواخت
بسى نامداران كشورگشاى * به خدمت رهىوار گردش بهپاى
ز دست بتان نوش كرده به كام * شراب عقيقى به زرّينه جام
در آن عيش و عشرت چو شد چند روز * روان گشت از آن منزل دلفروز
و امير جهانشاه را در اغرق گذاشته ، در يكشنبه پانزدهم شعبان سنهء احدى و تسعين و سبعمايه موافق ييلانئيل متوجه مستقرّ سرير سلطنت شد و به تعجيل رانده ، در يكشنبه هفتم ماه مبارك رمضان ، خطّهء جنت آيين سمرقند از فرّ قدوم همايونش غيرت سپهر بلند گشت . جهانيان را از بشارت فتح حضرت صاحبقرانى و مراجعت نمودن در عين اقبال و كامرانى ، نهال آمال و امانى ، به ازهار و اثمار بهجت و شادمانى تازه و بارور گرديد . آغايان و شاهزادگان و امرا و نويينان ، نثارها كرده ، طوىهاى لايق دادند و پيشكشهاى مناسب كشيدند و از ادارت اقداح افراح رياض ، عيش و عشرت را چنان سرسبز و شاداب داشتند ، كه فصل پاييز رشك بهار آمد و كافهء خلايق در سايهء عدل و احسان و مهاد امنوامان ، مرفّه و شادمان آسوده ، از عمر برخوردار شدند .
و چون زمستان برسيد صاحبقران گيتىستان به بخارا نقل فرموده ، در گولفركتى قشلاق كرد ، و در آن محل قورياها « 1 » گرفته ، قصرها ساختند و خانهها پرداختند و چون در آن موضع گول متعدد هست ، و هرگونه مرغان به تخصيص قو - كه « 2 » فرس آن را ارج مىگويند - بسيار مىباشد و از براى قوشلامشى و صيد طيور « 3 » ، بغايت مناسب افتاده ، لاجرم در ما بين آن گولها مسند خلافت مصير از شكوه صاحبقران جهانگير زينتپذير مىگشت و بندگان هماى فرّ عنقا شكر عمدها مرتب داشنه به گولها درمىآمدند و به غلغله و خروش و طنطنهء طبل و كوس ، مرغان را رمانيده مىپرانيدند ، و تا رسيدن به گولى ديگر قوشچيان جانوران مىانداختند ، شنقار تند حملهء تيز منقار و چرخ فلك سرعت نسرين « 4 » شكار ، به طيران درآمده ، مرغان قوىهيكل ، چون ارج و حواصيل از اوج هوا به قهر و استيلا
هامش
( 1 ) . غ : غورياها .
( 2 ) . ع : + به لفظ .
( 3 ) . م : طور .
( 4 ) . نسرين به معناى نسر واقع و نسر طاير دو ستاره است كه در اروپا نخستين راVeyaو دومين راAetcmنامند .