( 786 ه . ق ) گفتار در نهضت همايون حضرت صاحبقران به جانب مازندران
در سنهء ست و ثمانين و سبعمائه موافق سيچقائيل حضرت صاحبقران در ضمان حفظ و تأييد حفيظ ديّان روى توجه به ايران آورده ، به صوب مازندران روان شد .
[ نظم ]
جهانجو چو هر جا كه شد كام يافت * ز توران دگر سوى ايران شتافت
سر رايتش برگذشت از فلك * ظفر جيش فرخندهاش را يزك
سپه راند تا سوى ترمد رسيد * هنرپيشه بر آب جسرى كشيد
بر آن پل چون لشكر ز جيحون گذشت * همه ملك ايران پر از بيم گشت
و چون قبة الاسلام بلخ مخيّم نزول مبارك شد ، چند روز توقف فرمود ، چه برحسب فرمان قضا جريان لشكر اطراف و جوانب متوجه معسكر همايون بود .
[ نظم ]
پياپى ز هر جانبى لشكرى * سپاهى گرانمايه با سرورى
به درگاه عالمپناه آمدند * همه دل پر از مهر شاه آمدند
سپردار و جوشنوران صدهزار * شماره به لشكرگه آمد سوار
يكى لشكر آمد ز هرسو به بلخ * كز آوازه شد عيش بدخواه تلخ