- كه به مرغاب اشتهار يافته - گذشته در جگداليك - كه يازده فرسخى هرات است - نزول فرمود ، كس به طلب على بيگ فرستاد تا سپاه خود جمع آورده ، هرچه زودتر به موكب ظفرقرين ملحق گردد . على بيگ چهرهء عهد را به ناخن بىوفايى بخراشيد و در اطاعت فرمان تعلل و تهاون ورزيد و پاى جسارت از سر غرور ، برتر از حد خود نهاد و با آنكه خود نيامد ، فرستاده را نيز اجازت مراجعت نداد . و چون ملك غياث الدين پير على به آن زودى نيشابور را از سربدالان 144 « 1 » انتزاع نموده بود و بسيارى از لشكر او در آنجانب بودند ، حضرت صاحبقران عنان عزيمت به صوب جام و كوسويه تافت تا لشكر آنجانب به ملك ملحق نتوانند شد . و چون به كوسويه رسيد ، پهلوان مهدى كه سردار آنجا بود ، استقبال نموده ، به عزّ بساطبوس سرافراز گشت و اهالى آنجا را از عبور عساكر گردون مآثر ضررى نرسيد و صاحبقران دينپرور پاك اعتقاد ، به عزم زيارت مولاناى اعظم اورع ، زين الدين ابو بكر تايبادى 143 كه از علماى متورّع آن روزگار بود ، به تايباد « 2 » فرمود و به صفاى نيّت و خلوص طويّت صحبت آن يگانهء روزگار دريافت و مولاناى مشار اليه ، زبان نصيحت گشاده آن حضرت را سخنان سودمند فرمود و آن حضرت او را وداع كرد و به سعادت و اقبال بازگشته متوجه هرات شد .
گفتار در تسخير قلعهء فوشنج « 3 »
چون رايت فتح آيت به قلعهء فوشنج رسيد ، عساكر نصرتنشان برحسب فرمان قلعه را مركزوار در ميان گرفتند و چون در خندق حصار آب بسيار بود سه روز توقف كرده ، به ترتيب اسباب پيكار و تحصيل آلات فتح حصار اشتغال نمودند .
[ نظم ]
به روز چهارم كه سلطان مهر * كه تاجش ز نور است و تختش سپهر
به تسخير اين قلعهء سبزفام * برآورد تيغ شعاع از نيام
هامش
( 1 ) . الف ، ع : سربداران .
( 2 ) . ع : + نزول .
( 3 ) . الف : - عنوان .