تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
[ قطعه ]
لشكر خسرو دين‌دار به هنگام نبرد * هرچه مقدور بشر هست توانستندى و آنچه در جنگ ببايد همه مىدانستند * به جز از پشت نمودن كه ندانستندى
و شير پيشهء شجاعت و مردى ، شيخ على بهادر و برادر كوچك او سلطان خسرو بكه و ميرك پسر ايلچى ، شمشير كين كشيده ، به دست دلاورى حمله كردند و به يك بار روى به دروازه نهاده ، از آب خندق بگذشتند و به قوت بازوى كامگار و به زخم شمشير صاعقه كردار تا در « 1 » دروازه رفته با دشمنان دست و گريبان شدند و ايشان را مقهور و منكوب گردانيده در دروازه بازگشادند و لشكر منصور از اطراف و جوانب رخنه‌ها كرده ، به قلعه درآمدند و بقية السيفى كه از مخالفان روز برگشته مانده بودند ، مجموع به تيغ انتقام بگذرانيدند و دست تسلط به غارت و تاراج برآورده ، قلعه را از هرچه بود ، بپرداختند و خراب ساختند [ شعر ]
دز تودهء خاك و اهل دز جمله هلاك * اى بخت خجسته أحسن اللّه جزاك
و اين فتح ارجمند نزد زيركان هوشمند كه اشارت زبان رمز دريابند بشارتى بود عظيم بندگان حضرت صاحب‌قرانى را ، چه اول جايى كه در فاتحهء عزيمت ايران زمين همت آن حضرت متوجه تسخير آن شد ، اين قلعه بود و حقيقت آنكه حصنى بود به غايت حصين ، باره‌اش از بلندى سر به ابر كشيده و فصيلى در غايت استحكام پيرامن آن گردانيده ، و استواريش به مرتبه‌اى كه حصارى بر روى زمين به آن محكمى هيچ رونده هيچ‌جاى نديده ، بيرون « 2 » به خندقى عميق و آب روان محفوف و اندرون « 3 » به گروهى انبوه از مردان كار و به آلات و اسباب كارزار و ذخيرهء بىشمار مشحون و با اين همه به جنگ اول كه سپاه نصرت‌پناه درانداختند به آسانى مسخر شد و اين معنى بر وفق فرمودهء ، الفاتحة ام الكتاب ، علامت آن است كه تمام ممالك
هامش
( 1 ) . ع : - در . ( 2 ) . م : - بيرون ؛ الف ، ع : بيرونش . ( 3 ) . الف ، ع : بيرونش .